باز گردد .
كشف : « حَفِيظٍ » چند معنى شده است : 1 - نگاهدار فرمان خدا .
2 - نگاهدار حساب گناهان براى توبه 3 - نگاهدار آنچه از كتاب خدا و دستور پيغمبر بشنود . 4 - نگاهدار خود از معصيت 5 - نگهدار وقت خود از بيهودگى و مقاصد خود و افكار و انديشه هاى درونى خود از راه غلط رفتن .
« خَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ » 33 مجمع : يعنى از خداى نديده بترسد .
و به مزد و مجازات او مؤمن باشد . ضحّاك و سدى گفتهاند : يعنى بخلوت و آنجا كه كسى او را نبيند از خدا بترسد .
« فَنَقَّبُوا فِي الْبِلادِ » 36 مجمع : با كسر قاف نيز خواندهاند تا به صورت امر باشد يعنى بگرديد در شهرها .
« لِمَنْ كانَ لَه قَلْبٌ » 37 كشف : ابن عبّاس گفته است : يعنى آنكه داراى خرد است و مقصود از قلب عقل است چون عرب مىگويد « مالك قلب » يعنى عقل ندارى . و پيغمبر فرمود : هر كه را خدا عقل داد رستگار شد . و مردم كار خوب مىكنند ولى به اندازه ى عقلشان مزد مىبرند . و اگر پيغمبر صلَّى اللَّه عليه خبردار مىشدند كسى زياد عبادت مىكند از خرد او مىپرسند ، اگر او را عاقل معرّفى مىكردند مىفرمود : اميدوار به او باشيد و گر نه مىفرمود : آنجور كه شما گمان داريد نيست . و فرمود : هر كه را خدا خرد داد رستگار شد .
ابو الفتوح نوشته : شبلى گفت : دلى حاضر فرمانهاى خداى را كه يك ساعت از او غافل نباشد .
« أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِيدٌ » 37 حسينى نوشته : شيخ ابو سعيد خراز قدّس سرّه فرموده كه القاى سمع بوقت شنيدن قرآن چنان مىبايد كه گويا از پيغمبر مىشنود ، پس در فهم بالاتر رود چنان داند كه از جبرئيل استماع مىكند پس فهم را بلندتر برد و چنان داند كه از خداى مىشنود . شيخ الاسلام قدّس سرّه فرموده كه اين سخن تمام است و بر آن در قرآن گواهى او است و آن لفظ
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 54
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٥٤