خواه لذّات معنوى كه خردش به آن وادارش كند يا خواسته هاى مادّى كه دون همتى او به آن سو بردش پس « سائق » دريافتست و علم آدمى كه او را بسوى خواسته خود مىراند و « شهيد » آن پسنديده و خواسته ى او است كه با آن سر و كار داشته است .
« قالَ قَرِينُه - الخ » 23 مجمع : حسن بصرى گفته است : يعنى ملك گواه بر كارش گفت و همين معنى از امام باقر و صادق عليهما السّلام روايت شده است از مجاهد نقل شده است : يعنى شيطان همدم او گفت . و گفتهاند : يعنى همدم آدمى او . و جمله ى بعد « هذا ما لَدَيَّ عَتِيدٌ » يعنى اين حساب او است نزد من آماده اگر مقصود از كلمه ى « قَرِينُه » ملك باشد ، و اگر مقصود شيطان يا آدمى باشد معنى جمله اين است : يعنى اين آزار و عذاب نزد من و براى من آماده است براى بدكاريهاى من .
« أَلْقِيا فِي جَهَنَّمَ » 24 مجمع : در مقصود از كلمه ى « أَلْقِيا » اختلاف است كه روى سخن با كى است ؟ : 1 - برسم عرب گفته شده كه بيك فرد به صورت مثنى فرمان مىدهد چنان كه از حجّاج نقل است كه بيك پاسبان خود گفت : « يا حرسيّ اضربا عنقه » . يعنى اى دو پاسبان من او را بكشيد . و شاعر بعثمان خليفه گفته است :
فان تزجراني يا ابن عفّان انزجر
و ان تدعاني احم عرضا ممنّعا
كه « تزجرا و تدعا » بلفظ مثنى و مفرد خطاب بعثمان شده است . اين گونه سخن از آن جهت مىآورند كه براى هر كس دو معاون مىپندارند كه شتر چران و گوسفند چران او باشد و گويا گوينده با اين سخن روى به دو دستيار خود دارد كه به صورت مثنى گفته است و در شعر امرؤ القيس نيز به اين گونه جمله تلفّظ شده است 2 - به صورت مثنى گفته شده است تا بجاى تكرار مفرد باشد يعنى « الق الق » بينداز بينداز در جهنّم ، و عرب براى تكرار فعل به صورت مثنى و جمع تلفّظ مىكند مثل « رَبِّ ارْجِعُونِ » كه بجاى سه بار « ارجعني » گفته شده است 3 - روى سخن