دانه ى قابل پيدايش گياه ديگر از آن باشد . و براى تفصيل اين مطلب و شكل تخمدان و طرز بارورى گياه بكتب طبيعى گياهى مراجعه شود .
2 - آيت 15 « أفَعَيِينا بِالْخَلْقِ الأَوَّلِ - الخ » شايد بتوان چنين معنى كرد : مگر از آغاز آفرينش ناتوان بوديم كه در نگهدارى و نمودارى آينده ناتوان باشيم نه ، ناتوان نيستيم ولى بر كافران پوشيده است كه رستاخيز آفرينش تازه اى است با اينكه همين آفرينش و همين آفريده هستند كه سر انجامشان به آن جا است نه اينكه مخلوق تازه ى ديگرى غير از اينها برستاخيز حاضر مىشود . و قرينه و نشانه بر اين معنى جمله ى « بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ » است كه جهت انكار رستاخيز اشتباه در چگونگى آن است كه كافران مىگفتهاند : ما كه نابود ميشويم خلقت از نو و آفريده ى تازه چگونه خواهد بود ؟ اين است كه بجوابشان گفته شده است مگر اول نيافريديم و ناتوان بوديم كه نشود برستاخيز بيايند ؟ و بدنبال اين نقل عقيده ى آنها گفته شده است : ما آفريديم و فكر و كارشان را با حضور گواهان نگهدارى مىكنيم تا برستاخيز بآنجور كه در زندگى بودهاند نمودار شوند « 1 »
هامش
( 1 ) در آيهء 21 « إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيانِ عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمالِ قَعِيدٌ ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْه رَقِيبٌ عَتِيدٌ » بايد دانست كه رقيب عتيد دو فرشته نيستند بلكه يك فرشته است كه مراقبى است چالاك ، أما ملتقيّان دو فرشتهاند . و استاد ما مرحوم ابو الحسن شعرانى رضوان اللَّه عليه در پاورقى ابو الفتوح فرموده : اين دو فرشته نظير قوّهء عقليهء نظريّه و عمليّه است كه انسان از سائر افراد حيوان بدان ممتاز است ، حيوان نه ادراك كلَّى و مجرّد مىكند و نه حسن و قبح افعال را تشخيص ميدهد ، و انسان بقوّهء نظريّه خداوند و پيغمبر و معارف الهى را مىشناسد و ايمان ميآورد ، و بقوهء عمليّه مسئول اعمال خويش مىشود و قلم تكليف بر او نهاده است . و در جاى ديگر فرمود : « اقْرَأْ كِتابَكَ كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً » و در اينجا - دو فرشته را براى ضبط و حساب مأمور فرمود و هر دو صحيح است . ( مصحّح )