است كه بشب مىآيد و پيغمبر نمىدانست كه مقصود چى است با اين جملهء بعد « النَّجْمُ الثَّاقِبُ » مقصود روشن شده است .
فخر : سفيان بن عيينه گفت : بهر جاى قرآن كه « ما أَدْراكَ » گفته شده است مقصود از آن بيان شده است و هر جا كه « ما يُدْرِيكَ » گفته شده است مجهول مانده است و توضيح داده نشده است مثل « ما يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِيبٌ » و اختلاف است كه مقصود از « النَّجْمُ الثَّاقِبُ » چى است : 1 - مقصود گروه ستارگان است كه بشب نمودارند و روشن 2 - مقصود ستاره ى ثريا است كه پروين باشد 3 - ستاره ى زحل است 4 - شهب است كه مردم تير شهاب مىنامند .
« لَمَّا عَلَيْها حافِظٌ » 4 طبرى : كلمه ى لمّا با تشديد و تخفيف ميم خوانده شده است . كه به قرائت اوّل بمعنى « إِلَّا عَلَيْها » مىشود يعنى كسى نيست مگر كه بر او . و به قرائت دوّم لام جواب ان است و ما براى ربط . و به معنى « لعليها » مىشود يعنى البتّه بر او نگهبانى است . و مقصود از حافظ نگهبانان كار و روزى و مرگ آدمى است .
« فَلْيَنْظُرِ الإِنْسانُ - الخ » 5 كشف الاسرار : تا در نگرد مردم كه او را خود از چه چيز آفريدهاند و از بهر چه آفريدهاند ؟ خلق اللَّه وجها يصلح للسّجدة و عينا تصلح للعبرة و بدنا يصلح للخدمة و قلبا يصلح للمعرفة و سرّا يصلح للمحبّة .
فخر : چون مشاهده ى مادّه ى ساده ى نطفه ى آدمى و تبديل او به انسان كه چندين تركيبات شگفتآور دارد بهتر دليل است كه قدرت و اراده اى آن را چنين كرده است از اينروى در اين آيه و آيت بعد گفته شده است آدمى بنگرد كه ز چه آفريده شده است تا آخر . و نيز همين مشاهده و نظر دليل و راه يقين برستاخيز است چون آنكه آدمى را از مواد پراكنده در بدن پدر و مادر بلكه پراكنده در همه ى جهان درست و فراهم كرده است پس فراهم كردن اين
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 536
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٥٣٦