تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 537

مساهمون:

ص٥٣٧
موادّ بدن كه پراكنده شد بمرگ البتّه آسانتر است از فراهم كردن پيش از پيدايش « مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرائِبِ » 7 طبرى : يعنى از ميان پشت مرد و سينه ى زن يا از بين مجموع هر دو . و در معنى ترائب اختلاف است : 1 - جاى گردنبند زن در سينه 2 - سينه و دوشهاى زن 3 - دست و پا و چشم مرد . 4 - پشت و گلوى مرد 5 - دنده ها و اضلاع زير پشت مرد 6 - عصاره و چكيده اى از دل . ولى چون در زبان عرب مشهور است كه ترائب ، آن قسمت از سينه ى زن است كه گردنبند بر آن مىافتد پس معنى اوّل درستتر است . طنطاوى : چون مغز سر آدمى مركز ادراكات او است و بوسيله ى نخاع شوكى و مغز مهره هاى پشت كه به تمام پاره هاى تن پراكنده است آدمى را وادار مىكند بر جنبش و انجام كارهاى زندگى پس تحريك خاصيّت جنسى از پشت مرد است كه نخاع او است و ترائب كه سينه و جاى قلاده و زينت زن است كمال تحريك هنگام آراستگى آنست پس مقصود از صلب مرد است و از ترائب زن و اين جمله باصطلاح اهل بلاغت مجاز مرسل است كه چيزى را بنام جزئى از آن بنامند مثل يك رأس گوسفند و يك قبضه شمشير كه مقصود يك گوسفند و يك شمشير است و چون برتر وسيله ى پيدايش نطفه ى آدمى و خروج ماء دافق اين دو عضو مرد و زن است بجاى كلمات ذكر و انثى اين دو كلمه آورده شده است . آلوسى در روح المعانى : نخاع و قواى دماغى و قلبى و كبدى آدمى همگى بر پيدايش نطفه ى آدم كومك مىكنند و اين آيت قرآن عبارت ساده اى است كه خاصيّت مغز و كبد و دل هر سه را نشان مىدهد چون ترائب فراگير قلب و كبد است و صلب فراگير نخاع است كه دماغ و مغز آدمى به آن فرمان مىدهد . و كلمه ى « يخرج » به صورت مجهول خوانده شده است و « الصُّلْبِ » با ضمّ صاد و لام و نيز صالب بر وزن فاعل خوانده‌اند . و بعضى به اين آيه استدلال كرده‌اند بر انكار نفس ناطقه ى مجرّد . زيرا گفته شده است : آدمى از آب جهنده آفريده شد و اگر داراى نفس مجرّد از مادّه باشد از آب آفريده
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 537 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )