آفريد تواند آفريده ى خود باز آورد و دوباره زنده كند
9 به روزى كه آنچه نهان بود آشكار و آزموده شود
10 پس در آن روز آدمى را نه توانى بود و نه ياورى
11 سوگند به آسمان سودمند باراندار
12 و زمين با گوناگون شكاف
13 كه البته اين قرآن سخنى است درست ز نادرست جدا نمايد
14 و گفتار بيهوده نباشد
15 ولى البتّه كافران مكرى كنند [ و چاره ى كار تو انديشند ]
16 و ما چاره ى آنها كنيم
17 پس تو آنان را به خود گذار كه اندكى بمانند [ و آنگاه سزاى خود بينند ] .
سخن مفسّرين : مجمع : اين سوره هفده آيه است و بمكّه نازل شده .
ابو الفتوح نوشته : ابو عاصم روايت كرد از پدرش كه گفت : رسول صلَّى اللَّه عليه و آله را ديدم در مشرفه ى ثقيف تكيه زده در كمانى و اين سوره مىخواند من ياد گرفتم . بجماعتى از ثقيف بگذشتم و قومى از قريش در ميان ايشان بودند مرا گفتند : چه شنيدى از محمّد ؟ اين سوره بر ايشان خواندم .
ثقيفان گفتند : ما را چنان مىآيد كه اين حقّ است . قريشيان گفتند : ما صاحب خود را بشناسيم اگر دانستيمى كه حقّ است متابعت كرديمى .
« وَالسَّماءِ وَالطَّارِقِ » 1 طبرى : خداوند سوگند ياد كرده به آسمان و بطارق كه هر چه از ستارگان بشب نمودار شود و روشنى دهد و روز پنهان شود آن را طارق گويند .
كشف نوشته : ربّ العالمين در قرآن فراوان قسم ياد مىكند بعضى به ذات قديم خويش ، چنانك « قُلْ إِي وَرَبِّي » بعضى بصفات كريمهء خويش چنانك « وَالْقُرْآنِ الْمَجِيدِ » بعضى به مفعولات و مصنوعات خويش چنانك « وَالْمُرْسَلاتِ » مؤمن موحّد اللَّه را بىسوگند باور دارد بهر چه گويد تصديق و تحقيق آرد لكن بجلال عزّ خويش سوگند ياد مىكند تأكيد و تأييد را تعريف و تشريف را تا دوست مىشنود بجان مىنازد . دشمن مىشنود بدل مىگدازد .
« وَما أَدْراكَ - الخ » 2 مجمع : چون كلمه ى طارق بمعنى هر چيزى
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 535
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٥٣٥