مىدهد .
« قُرْآنٌ مَجِيدٌ - الخ » 21 فخر : يعنى قرآن خداى مجيد و اين توصيف قرآن كه مجيد است و در لوح محفوظ است بالاترين دلدارى است براى پيغمبر كه دست روزگار از آن كوتاه است و دگرگون نخواهد شد و كلمه ى « مَحْفُوظٍ » با رفع خوانده شده است تا صفت قرآن باشد و با جر خواندهاند تا صفت لوح باشد و مقصود از محفوظ ممكن است از دست ناپاكان باشد مثل « لا يَمَسُّه إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ » يا از اطَّلاع آفريدگان بر آن جز ملائكه ى مقرّبين يا از دستبرد آدميان و تغيير آن محفوظ باشد . بعضى متكلَّمين گفتهاند لوح چيزى است كه براى ملائكه نمودار مىشود و مىخوانند .
سخن ما : آيت سوّم در كلمات « شاهِدٍ وَمَشْهُودٍ » شايد بتوان چنين گفت :
چون سوگند بايد به چيزى مهمّ و با عظمت باشد كه در دل اعراب اثر كند و آنها را متوجّه بحقّ كند بدنبال نام آسمان و رستاخيز كلماتى سر بسته و پر معنى با قالب الفاظى زيبا آورده شده است و بدنبال آن يادى از گذشته ى دردناك ملَّتها بميان آمده است تا منظره اى سهمناك در جلو چشمها نمودار شود . اين است كه با دو لفظ شاهد و مشهود شكوه و جلال دادگاهى مجسّم مىشود فراهم از داور و شهود و مشهود كه طرفين دعوى باشند يكى شهادت براى او و ديگرى بر او . و دلها و چشمها بانتظار سر انجام داورى است . و اين كه ما گفتيم مخالف نيست با آنچه از ديگران نقل كرديم با اينكه معنى دامنه دارتر از آن استفاده مىشود .
سورهء طارق - 86
بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
وَ السَّماءِ وَالطَّارِقِ ( 1 ) وَما أَدْراكَ مَا الطَّارِقُ ( 2 ) النَّجْمُ الثَّاقِبُ ( 3 ) إِنْ كُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَيْها حافِظٌ ( 4 )
فَلْيَنْظُرِ الإِنْسانُ مِمَّ خُلِقَ ( 5 ) خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ ( 6 ) يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرائِبِ ( 7 ) إِنَّه عَلى رَجْعِه لَقادِرٌ ( 8 ) يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ ( 9 )
فَما لَه مِنْ قُوَّةٍ وَلا ناصِرٍ ( 10 ) وَالسَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ ( 11 ) وَالأَرْضِ ذاتِ الصَّدْعِ ( 12 ) إِنَّه لَقَوْلٌ فَصْلٌ ( 13 ) وَما هُوَ بِالْهَزْلِ ( 14 )
إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْداً ( 15 ) وَأَكِيدُ كَيْداً ( 16 ) فَمَهِّلِ الْكافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْداً ( 17 )
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 533
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٥٣٣