معنى لغات : « الْبُرُوجِ » جمع برج بمعنى پايه ، قلعه ، قصر ، ساختمان بلند گرد يا چهار گوشه ، يكى از بروج دوازده گانه ى سال . « الأُخْدُودِ » گودال دراز ، ردّ زدن تازيانه بر چيزى .
ترجمه : بنام خداى بخشنده به آفريدگان ، مهربان به مؤمنان
1 سوگند به آسمان كه برجها است در آن
2 و بروز ميعاد و رستاخيز و بهر چه گواه است
3 و به آنچه برايش گواهى دهند
4 كه كشته و نابود شدند مردمى كه
5 گودالى ز آتش فروزان داشتند
6 و بر لب آن نشسته
7 به آزار مؤمنين مىنگريدند
8 با آنكه بدى ز آنان نديده بودند جز ايمان بخداى ستوده و گرامى
9 كه پادشاه آسمانها و زمين است و بر همه چيز گواه
10 البتّه آنان كه آزار مردان و زنان مؤمنان كنند و پشيمان نشوند بهره شان آزار دوزخ است و آتش سوزان
11 و آنان كه ايمان آوردند و نكوكار شدند بهشتها دارند كه رودها به آن روان است
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 528
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٥٢٨