عموم مردم مراحل زندگى و گرفتارى را برگزار مىكنند .
مجمع : 1 - بعضى گفتهاند : يعنى از هر پايه و اندازه اى ببالاتر آن مىرويد چون آنكه درستكار است همين روش او را برتر مىبرد و در آن استوارش مىكند و اگر بدكار است همين بدى او را بيشتر بسوى بدى و زشتى مىكشاند .
2 - يعنى سرنوشت ديگران بشما نيز مىرسد كه هر چه آنها گذراندهاند شما نيز بايد بگذرانيد و همين معنى از امام صادق عليه السّلام نقل شده است 3 - يعنى از آنگاه كه نطفه و علقه است تا آنگاه كه بىدم و ميّت مىشود سى و هفت نام دارد كه هر كدام يك طبقه و مرتبه اى است كه آدمى طى مىكند .
كشف : مكحول گفت : در اين اشاره است كه بهر بيست سال چيز تازه اى ايجاد و نمودار مىكنيد كه پيش از آن نبود . و اين خود دليلست بر اثبات صانع و حدوث عالم . و گفتهاند : آنكه امروز بيك حالت است و فردا به حالت ديگر بايد بداند كه كار او بدست ديگرى است . از ابو بكر ورّاق پرسيدند : از كجا معلوم جهان سازنده اى دارد ؟ گفت : دگرگونى احوال و ناتوانى و نارسائى نيرو سستى استوانه هاى تن و فسخ عزيمت كه از نقشه و تصميم خود بر گردد . از ابو سعيد خدرى نقل است : پيغمبر فرمود : وجب بوجب روش گذشتگان را خواهيد پيمود كه اگر آنها بسوراخ لانه ى راسو رفته باشند شما نيز بدان خواهيد رفت .
و او نوشته : بعضى مفسّران گفتند : « لَتَرْكَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ » اشارت است بدرجات و منازل رفعت و قربت او در شب معراج كه حقّ جلّ جلاله سرّ وى را جذب كرد و سرّ وى مر روح وى را جذب كرد و روح وى قلب وى را جذب كرد و قلب وى نفس وى را جذب كرد . كون جويان نفس گشت ، نفس جويان قلب گشت ، قلب جويان روح گشت ، روح جويان سرّ گشت ، سرّ جويان مشاهدهء حقّ گشت . كون بفرياد آمد كه نفس كو ؟ مرا بىنفس قرار نه ، نفس به فرياد آمد كه قلب كو ؟ مرا بىقلب قرار نه ، قلب بفرياد آمد كه روح كو ؟ مرا بىروح قرار نه ، روح بفرياد آمد كه سرّ كو مرا بى سرّ قرار نه ، سرّ بفرياد آمد كه مشاهده ى
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 525
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٥٢٥