معنى لغات : « أَذِنَتْ » از مصدر اذن بفتح اوّل و دوّم به معنى گوش فرادادن . « حُقَّتْ » از مصدر حقّ الأمر حقّا يعنى ثابت و واجب شد . كادح از مصدر كدح بمعنى رنج و كوشش در كار . « يَحُورَ » از مصدر حور بفتح اوّل و سكون دوّم بمعنى بر گشتن و سرگردان بودن . « وَسَقَ » از مصدر وسق به فتح اوّل بمعنى فراهم كردن و بردن . « اتَّسَقَ » منظَّم و برابر شد . يوعون از مصدر ايعاء در ظرف گذاشتن ، فراهم كردن ، نگاهداشتن .
ترجمه : بنام خداى بخشنده بآفريدگان مهربان بمؤمنان
1 آنگاه كه آسمان فرمان پروردگار خود برد و از هم جدا شود
2 چون شايسته ى فرمانبرى شده است
3 و چون زمين كشيده و هموار شود كه نه كوه در آن بماند و نه پستى و بلندى
4 و آنچه بدرون دارد برون اندازد و تهى گردد
5 كه فرمان پروردگار خود برده است و شايسته ى آن شده است
6 اى آدميزاد [ براى چنين سر انجام است ] كه بسوى پروردگار خود ميكوشى و رنج مىبرى و بديدار حقّ مىرسى [ و مزد كار خود مىبينى ]
7 پس آن را كه نامه ى عمل ز سوى راست دهند
8 به آسانى بشمار كار او رسند
9 و بشادى بسوى ياران بهشتى خود رود
10 و آن را كه نامه ى عمل از پشت دهند
11 فريادش بلند شود : اى واى كه نابود شدم
12 و آنگاه بآتشش بدارند
13 با اينكه در اين جهان با كسان خود شاد و خوشدل بود
14 البتّه او گمان داشت : بازگشت و حيرتى ندارد
15 ولى خداى او بيناى آغاز و انجام او است
16 پس نه چنان است كه بيدينان پندارند
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 521
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٥٢١