كه آسمانها و زمين و آنچه بميان آنها است بشش روز آفريديم و خستگى در كار نبود
39 پس اى محمّد شكيباى گفته ى يهود باش [ كه خدا را خسته و باستراحت پنداشتند ] و پيش از بر آمدن آفتاب و فرو شدن آن با ستايش پروردگار خود او را تسبيح بگوى
40 و هم بشب تسبيح او كن و بدنبال سجده و نماز
41 و گوش به آواز آن روز باش كه بلندگوى خداوندى آوازش از نزديك به گوش رسد
42 همان روزى كه همگى فرياد رستاخيز بدرستى بشنوند روز بدر شدن ز گور است .
43 و البته كه ما زنده مىكنيم و بمرگ ميرسانيم و بازگشت بسوى ما است [ كه از هر جا آوردهايم بدان باز مىبريم ]
44 به روزى كه بىدرنگ زمين از روى گور مردم بشكافد و همين است فراهمى آدمى بمحشر كه بر ما است آسان
45 و ما بگفته ى كافران داناتريم [ كه رستاخيز باور ندارند ] و تو نتوانى كه ناچارشان كنى پس به قرآن پند آن كسان ده كه ز تهديد خداوندى بترسند .
سخن مفسّرين : كشف : سوره ى « ق » را « باسقات » نيز مىنامند ، و چهل و پنج آيه است كه همگى به مكه فرود آمده است مگر بگفته ى ابن عبّاس و قتاده آيت 38 « لَقَدْ خَلَقْنَا السَّماواتِ - الخ » بمدينه آمده است .
« ق » ابو الفتوح : در مقصود از اين حرف اختلاف است : 1 - ابن عبّاس گفت : نام خدا است و به آن قسم ياد شده است 2 - قرظى گفت : حرف اوّل - نامهاى خدا است كه اوّل آن قاف است چون قدّوس ، قادر ، قاهر ، قريب قاضى قابض ، 3 - قتاده گفت : از نامهاى قرآن است ، 4 - شعبى گفت : آغاز سوره است ، 5 - عكرمه و ضحّاك گفتند : نام كوهى است بدور زمين ، 6 - فرّاء گفت از عالمى شنيدم كه اين را چنين معنى كرد « قضى اللَّه ما هو كائن » 7 - ابو بكر ورّاق گفت : خلاصه ى اين جمله است خطاب به پيغمبر « قف عند امرنا و نهينا » بجلو فرمان ما بايست و از آن در مگذر ، 8 - ديگر گفت : يعنى قل اى محمّد 9 - احمد بن عاصم گفت : يعنى « قرب اللَّه من عباده » خدا ببندگان خود نزديك است ، 10 ابن عطا گفت : قسم است بقوّت قلب محمّد صلَّى اللَّه عليه و آله .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 49
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٩