« وَالْقُرْآنِ الْمَجِيدِ » 1 مجمع : اين جمله سوگند است و جواب آن به جمله آورده نشده است و معنى آن اين است : سوگند به قرآن گرامى سودمند كه شما را برستاخيز برانگيزند . يا سوگند به قرآن كه محمّد پيغامبر خدا است .
« قَدْ عَلِمْنا ما تَنْقُصُ الأَرْضُ مِنْهُمْ » 4 كشف : يعنى ميدانيم آنچه از گوشت و بدن آنها خاك مىشود و همه ى آن را مىتوانيم براى قيامت فراهم كنيم و گفتهاند يعنى بدانيم آنكه كشته شود يا بميرد .
« فِي أَمْرٍ مَرِيجٍ » 5 مجمع : يعنى بواسطه ى نادانى بر خودشان آشفته است كه گاه پيغمبر را ديوانه و گاه جادوگر و گاه شاعر نامند و نيز قرآن را جادو و خود ساخته ى محمّد و دروغ ناميدند .
« أفَلَمْ يَنْظُرُوا إِلَى السَّماءِ - الخ » 6 مجمع : اين چند آيه براى استدلال بر قدرت حقّ است بزنده كردن مردگان و آنكه چنين چيزها آفريده مىتواند مرده ها را برگرداند .
« وَأَصْحابُ الأَيْكَةِ - الخ » 13 قصّهء قوم شعيب گذشت و « تبّع » پادشاه يمن بود و گويند تبّع براى آن گفتند كه پيرو بسيار داشت و در جاهليّت آتش - پرست بودند و وى اسلام آورد و قوم خود را باسلام خواند و ايشان قبيلهء حمير بودند و اطاعت نكردند و تكذيب او نمودند و بالأخره به عذاب هلاك شدند .
« وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنْسانَ - الخ » 16 تفسير في ظلال القرآن سيّد قطب :
اين جمله اشاره ى ضمنى است به اين مطلب كه سازنده ى هر دستگاه بخصوصيّات و شرايط آن آگاه تر از ديگرى است با اينكه آن را نيافريده است پس البتّه آنكه آفريده است نيازمندى موجودات را بهتر مىداند كه بايد چه جور باشد تا رستگار شود . ( ما پيش از آنكه اين تفسير سيّد قطب را ببينيم در اين تفسير خود مكرّر نوشتهايم كه عبادات و ديگر وظايف آدمى را نمىتوان با عقل خود سنجيد چون از جائى آمده است كه آدمى ساخته شده است و كسى را به آن دسترس نيست ) .
« وَنَحْنُ أَقْرَبُ - الخ » 16 في ظلال القرآن : اين جمله براى آدمى
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 50
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٥٠