انسان كه بجاى دگر كلمات چون مخلوق و عبد آمده است اشاره بخرد او است كه اى انسان چون آدمى و داراى خرد و تميز هستى چگونه گول خورى كه چون حيوان نابود شوى با اينكه كرم او بايد ترا به پايه هاى بالاتر از اينكه هستى ببرد نه مدّت زندگى را بىنتيجه و نابود گذارد .
« فَعَدَلَكَ » 7 فخر : در اين آيه و آيت بعد سه عمل آفرينش است كه نشانه ى كرم خداوندى است چون آفريدن وجود است و بهتر از عدم است پس كرم است و همچنين هموارى و درستى بدن خود كرم است و تعديل در آفرينش آدمى هم كرم است كه پاره هاى تن را برابر كرد و كوچك و بزرگ و كم و زياد نيافريد . و در معنى اين جمله مقاتل گفته : يعنى پاره هاى تن را برابر يكدگر كرد بىتفاوت 2 - ابن عبّاس گفت : راست بال آفريد نه چون چهارپايان .
3 - ابو علىّ گفت : در بهترين قالبريزى درست كرد تا آماده ى دانائى و توانائى شود و چيره بر دگر حيوانات و رسيدن بكمال مطلوب . و با تخفيف دال خواندهاند يعنى پاره هاى تن تو را برابر كرد ، و با تشديد نيز خواندهاند يعنى تو را معتدل آفريد و در نتيجه ى معنى تفاوت نيست .
« فِي أَيِّ صُورَةٍ - الخ » 8 مجمع : 1 - بعضى گفتهاند : يعنى بهر صورتى از آدميان و جز آن كه بخواهد در آورد 2 - مجاهد گفته است : يعنى به صورت هر كدام از پدر و مادر و خويشانت كه خواهد در آرد . و از امام رضا عليه السّلام نقل است كه پيغمبر به مردى فرمود : فرزندت چى است عرض كرد چه باشد ؟ يا پسر است يا دختر . فرمود بكى شبيه است ؟ عرض كرد يا بپدرش يا بمادرش ؟
فرمود چنين مگو زيرا چون نطفه در رحم جاى گير شد خداوند همه ى صورتها كه ميان آن زن و مرد تا آدم بوده جلو مىآورد و همانند هر كدام كه اراده ى حقّ باشد چهره سازى مىكند . مگر اين آيت قرآن نخوانده اى ؟ « فِي أَيِّ صُورَةٍ ما شاءَ رَكَّبَكَ » .
عبده : كلمه ى « ما » اگرچه زيادى شمردهاند ولى عظمت و ارزندگى
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 504
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٥٠٤