تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 503

مساهمون:

ص٥٠٣
نكوكارى كه نه از آن سودى خواهد و نه جلوگيرى زيانى 2 - آنكه مىبخشد چه موظَّف باشد چه نباشد و حقّ خود از كس مطالبه نمىكند 3 - آنكه كم را ميپذيرد ولى بسيار مىدهد 4 - كرم خداوندى است كه بگذشت از بديها بس نكرده آنها را با نكوكارى عوض مىكند . على عليه السّلام فرمود : بسيارى مردم فريفتهء پوشيده ماندن بديهاى خود شده‌اند و اندكاندك نيكى به آنها گرفتارشان مىكند . كشف : نقل كرده‌اند : اين آيه براى اسود بن كلدى جمحى نازل شد كه او آهنگ آزار و كشتن پيغمبر كرد و نتوانست و خدا گرفتارش نكرد و به اين آيه توبيخ شد كه چرا مغرور مىشوى كه آزار نمىبينى . و گفته‌اند اين سخن با وليد بن مغيره بوده و گفته‌اند : با همه ى كافران است كه گول خورده ى زندگى هستند . روح البيان : سخن حقّ با آدمى همه جا بيك معنى نيست چون كه گناهان مردم و هم گمان و پندارشان و نيز تشخيصشان در فهم معانى و اشارتهاى مختلف است . اين است كه بعضى از اهل اشارت گفته‌اند : آمدن لفظ كريم اشاره است كه بآدمى پاسخ آن آموخته شده است . شعر :
خود تو دادى مژده ى لا تقنطوا من چرا ترسم ز عصيان و عتو
چون تو هر اشكسته را سازى درست پس خطاها بر اميد عفو تو است
عبده : آنها كه گفته‌اند كلمه ى كريم اشاره است بجواب اين اعتراض كه بگويند : كرم كريم ما را بفريفت ، با تأويل آيات قرآن بازى كرده‌اند چون اين آيات براى سختى حساب است و بسته بودن راه گريز و كريم در قرآن به چند معنى استعمال شده است . كه در هر مقامى بمناسبتى آورده شده است براى نمونه در سوره ى مؤمن « رَبُّ الْعَرْشِ الْكَرِيمِ » آمده است كه مقصود عظمت و بزرگى است در اين آيه هم اين معنى مناسب است كه چه چيز ترا بخداى بزرگ بلند مرتبه بى - نقص و عيب مغرور كرده كه سر خودت رها كند و پرسش و دنباله ى كارهاى زندگيت نباشد و نابود شوى و معنى آمرزش و گذشت و بخشش با روش اين آيه مناسب نيست چون براى سرزنش و تحريك آدمى است بر اطاعت و مواظبت و كلمه ى