ميان او است با آنچه ساخته است . پس رسول كريم همان است كه واسطه ى افاضه ى خالق است بمخلوق چه نتيجه ى اين افاضه به صورت مادّى در آيد مثل پديده هاى طبيعت و وسائل بجاى ماندن و بقاى آنها و يا غير مادى باشد مثل علم و فكر و انديشه كه مردم دارند و البتّه برترين فكر و علم همان است كه به پيغمبران افاضه مىشود . و نام آن رسول و موجود فاصل و رابط جبرئيل يا كدبانوى جهان يا عقل فعّال است باختلاف اصطلاحات . دوّم - او را در افق مبين ديد چون كلمه ى افق در لغت بمعنى ناحيه است و پايان شعاع ديد آدمى به زمين كه آسمان را پيوسته به زمين مىبيند . پس بهر معنى باشد نتيجه اين است . پيغمبر رسول كريم را در آن سوى كه آشكار بود ديد يا در كناره ى زمين بآشكارا ديد . و كلمه ى افق شايد كنايه باشد كه ديدن در روز بوده است و افق آشكار نه در شب يا ابر تيره كه افق پنهان باشد . يا كنايه از عظمت رسول كريم يعنى او را ديد كه آشكارا در افق بود و سراسر كناره ى زمين جاى او و ممكن است مقصود از افق اين باشد : چون فرشته است و جدا از آدمى نتوانست او را نزديك خود بيندازد ور در كناره ى افق ديد ولى آشكار ديد نه به گمان و پندار خود . و اگر ما هشيارى و درك خاصّ پيغمبران را قبول كنيم بايستى اين ديد خاصّ پيغمبر را بپذيريم و گر نه اساس اديان و پيغمبرى را بيهوده شماريم و با وجدان انسانى در مبارزه باشيم .
6 - سه آيت آخر مقام قرآن را نشان مىدهد كه يادآور است براى همه ى جهانيان و اگر كسى از آن بهره مند نمىشود نقص او است كه خود نمىخواهد و گر نه خواست خداوند يعنى آفرينش آدمى جورى است كه استقامت و راستى او نتيجه خواست خداوندى است چون او را آفريده است تا راسترو باشد . اگر بگفته ى علماى نحو « ان » مصدرى باشد معنى چنين است « ما تشاؤن الَّا مشيّة اللَّه » يعنى چيزى نخواهيد جز كه آن خواست خداوند است و سرنوشت شما . پس قرآن براى يادآورى خوبى و درستى آدمى است چون خدا او را براى راه خوب
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 500
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٥٠٠