معنى لغات : « مجيد » داراى شرف و بزرگوارى و بلندى مرتبه . « مريج » بيقرار ، مشتبه ، فاسد . « باسق » برتر و نخل باسق درخت بلند و شاخه دراز .
« نضيد » كالاى چيده و منظَّم و يا بر هم انباشته . « رقيب » پاسبان ، منتظر ، چشم به راه . « عتيد » آماده و حاضر . « نقّبوا » يعنى به روى زمين گردش كردند براى پيدا كردن فرارگاه و چيزى را بدرستى جستجو كردند . « محيص » كج شدن و از چيزى برگشتن . « لغوب » خستگى و رنج و ناتوانى .
ترجمه : بنام خداى نكوكار مهربان
1 سوگند بقاف و قرآن بزرگوار [ كه تو پيغمبرى و مردم در آن دو دل ]
2 بلكه در شگفتند كه از خودشان بيمآورى آيد ، از اين روى كافران گفتند : چه شگفت كارى است اين پيغمبرى محمّد و بيم و نويد او
3 مگر شود از پس مردن و خاك شدن زنده شويم ؟ چه بازگشت دور از خردى است اين
4 ولى بدانند كه ما خبر داريم آنچه از ايشان به مردن و خاك شدن كم شود . چه نزد ما نامه اى است نگهبان همه آفريدگان
5 ولى كافران حقّ را ديدند و سخن پيغمبر شنيدند و دروغ شمردند و گوئى در كارى شوريده و آميختهاند كه آن را جادو و دروغ و ديوانگى مىنامند
6 مگر نظر به آسمان بالاى سر نكردند كه چگونه آن را ساختيم و آراستيم بى سوراخى و درزى
7 و هم زمين بگسترديم و كوهها بر آن افكنديم بلند و بجاى مانده و از هر گياه زيبا و دلپذير جفت آفريديم
8 كه خود بينائى است و يادگيرى براى هر آن بنده كه روى دل با خدا دارد
9 و هم آب فرخنده از آسمان فرو ريختيم و به آن باغها درست كرديم و دانه هاى درو كردنى
10 و هم خرما بنان سر به آسمان كشيده با شكوفه هاى بر هم چيده
11 تا روزى بندگان باشد . و نيز زمينهاى مرده و بيگناه بباران زنده و نيز سبز كرديم پس همچنين است رستاخيز و از گور بدر شدن [ كه چون برون شدن گياه بهارى است از زمين ]
12 اى محمّد اندوه مدار كه پيش از اين عربها ملَّت نوح و مردم رس و ثمود پيغمبران را دروغگو گفتند
13 و هم مردم عاد و ياران فرعون و برادران لوط
14 و مردم سرزمين ايكة و گروه پير و تبّع همگى گفتار
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 47
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٧