مىكند . و بدان كه چشم آدمى توان ديدن فرشتگان را ندارد چون آنها از دسته ى ارواح هستند . و همچنانكه ما مىتوانيم چيزهاى بزرگ و جور بجور تصور كنيم و كوه و عمارتى در ذهن خود بگنجانيم ولى نمىتوانيم آنها را مجسم و نمودار كنيم ملائكه نيز مىتوانند اشكال مختلف را تصور كنند بعلاوه كه مىتوانند خود را به آن اشكال در آورند و نشان دهند . و نيز ما مىتوانيم فضيلتها چون دانائى و توانائى و بخشندگى را بينديشيم و تصور كنيم ليكن نمىتوانيم آنها را مجسّم كنيم جز كه آثار آنها را ببينيم چنان كه نتوانيم آن بزرگى و دانائى و توانائى كه فرشته به آن سرشته و آفريده شده ببينيم ليكن آنها مىتوانند خود را باشكال گوناگون اين سرشت خود نمودار كنند . و علم ارواح در اروپا اين حقيقت را نمودار كرده است و ارواح پست نازل خوشبخت يا بدبخت را به صورت برزخىشان توانستهاند ببينند و چون اين مطلب دانسته شد فهم اين حديث آسان مىشود كه بغوى از ابن - عبّاس روايت كرده است : پيغمبر بجبرئيل فرمود : به آن صورت كه در آسمان هستى خود را به من بنما او گفت : در كجا مىخواهى ببينى ؟ گفت در زمين ابطح گفت : آنجا گنج من ندارد . فرمود بمنى گفت آنجا و هم در عرفات جاى نمىشوم قرار شد در حرا پيغمبر او را به آن صورت كه به آسمان است ببينند . چون پيغمبر آنجا رفت ديد از كوههاى عرفات او جلو مىآيد با آوازى همچون بر هم خوردن فلزّات كه سرش به آسمان است و پاهايش بر زمين و ميان مشرق و مغرب را فراگرفته پيغمبر غش كرد و افتاد و او آن حضرت را بلند كرد و گفت : مترس كه اسرافيل سرش زير عرش است و پايش در هفتمين طبقه ى زمين و گاهى از ترس خدا چو گنجشكى كوچك مىشود .
« عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ » 24 مجمع : « بظنين » با ظاى با الف نيز خوانده شده است . كه ضادّ بمعنى بخل و خسّت يعنى مضايقه نمىكند و آنچه به او وحى مىشود بشما ابلاغ مىكند . و با ظاء بمعنى تهمت است يعنى نشانه هاى راستى در كار و سخنش هست كه دروغ نمىگويد .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 495
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٩٥