تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 492

مساهمون:

ص٤٩٢
است تا معنى زيادى را بفهماند كه چه زياد بچه هائى به اين گونه كشتند . و كلمه ى « موؤدة » با فتح ميم و تشديد دال بر وزن مفعله خوانده شده است تا ازو داد و دوستى باشد و معنى چنين است : از خويشاوندى و دوستى پرسيده شود كه چرا رعايت نكردند و كشتند و از امام باقر نقل است : يعنى از آنكه خويش پيغمبر بود و كشتندش و يا آنكه او را در جهاد كشتند و يا در دوستى اهل بيت او را كشتند قاتل اينها را مىپرسند كه گناهشان چه بوده است ؟ . فى ظلال القرآن : به چند جور فرزند بگور مىكردند : 1 - تا شش سالگى نگه مىداشتند آنگاه بمادرش مىگفتند : فرزند خود بياراى تا نزديكى از خويشانش برم و او را مىبرد در بيابان كه چاهى كنده بود به او مىگفت : بدرون چاه بنگر ، چون به آن جا خم ميشد او را به آن چاه مىانداخت و با خاك مىانباشت . 2 - چون هنگام بار نهادن زن مىشد لب گودالى مىنشست تا فرزندش بيايد اگر دختر بود به همان گودال مىانداخت و اگر پسر بود با خود بر مىداشت 3 - دختر را نگاه مىداشتند تا تواناى شتر چرانى مىشد جبّه اى موئين يا پشمين تن او مىكردند و روانه صحرا مينمودند بدنبال شتران كه بچراند . و آنها كه دختران را بگور يا بشترچرانى نمىفرستادند از راه ديگر با آنها بحقارت و پستى رفتار مىكردند : 1 - اگر شوهر مىكرد و او مىمرد وارث و جانشين شوهر جامه ى خود بر آن زن مىانداخت و اين نشانه بود كه آن بيچاره بىاراده و ميل خود در اختيار اين مرد است كه اگر بخواهد او را زن مورد بهره بردارى خود كند و گر نه بماند تا بميرد و مال او به آن مرد برسد و يا خود را از او بخرد و چيزى به او بدهد تا رها و به اختيار خود باشد 2 - اگر شوهرش طلاق ميداد شرط مىكرد بىاجازه ى او شوهر اختيار نكند مگر مالى بدهد و خود را آزاد كند 3 - اگر شوهرش مىمرد او را نگاه مىداشتند تا پسرى از خودشان بزرگ شود و او را در اختيار خود در آورد 4 - اگر دختر يتيم در سرپرستى كسى بود او را محروم از ازدواج مىكرد براى اينكه پسر صغيرش بزرگ شود و در اختيار او باشد
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 492 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )