تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢
بزرگتر و ارزنده تر بود كه قريش را مسلمان كند تا همه مسلمان و آسوده شوند . لكن چون نظر بدلجوئى فقرا و بىاعتنائى بسرمايه داران بود اينرا به اخلاص و رضاى حقّ نزديكتر دانستند . با اينكه هدايت اين مرد كور و بهره مندى او از پيغمبر معلوم بود چون او خود پى آن آمده بود ولى قريش با بدبينى و مسخره آمده بودند و هدايتشان دور مىنمود و دست از يقينى برداشتن براى گمان به ديگرى دور از حزم و احتياط است و از اينروى گفته شد « ما يُدْرِيكَ لَعَلَّه - الخ » و بعضى گفته‌اند : هاى « لَعَلَّه » براى كافران است يعنى از كجا دانستى آن كافر كه روى به او داشتى پاك و پند پذير مىشود ؟ پس از آن بر تصريح به كار افزوده شد به اين جمله « أَمَّا مَنِ اسْتَغْنى - الخ » . « فَأَنْتَ لَه تَصَدَّى » 6 طبرى : مقصود عبّاس بن عبد المطَّلب است كه با او برخورد مىكرد باميد مسلمانى او يا عتبة بن ربيعه و شيبه و غيره بوده‌اند كه پيغمبر اميد مسلمانى آنها داشته است . فخر : يعنى تو روى به او مىآورى و دلت بسوى او است و اين كلمه مشتقّ است از « تصدّى فلان لفلان » يعنى برخورد به او كرد و بدنبال و طلب و جستجوى او بود . و اين كلمه با تشديد صاد كه تا با آن مشدد شود قرائت نموده‌اند و نيز بضمّ تاء به صيغه ى مجهول خوانده شده است يعنى تو در معرض جستجوى آن غنى قرار مىگيرى و خوانده و مطلوب او مىشوى . « هُوَ يَخْشى » 9 فخر : 1 - از خدا مىترسد كه در انجام وظيفه كوتاهى كند 2 - با ترس از كفّار نزد تو مىآيد 3 - چون كور است و نمىبيند با ترس و رنج مىآيد . « تَلَهَّى » 10 مجمع : از امام باقر نقل است كه به صيغه ى مجهول قرائت فرموده تا معنى چنين باشد : سرمايه داران تو را از ديگران بر مىگردانند و رو گردان از آنها مىكنند . « كَلَّا إِنَّها - الخ » 11 كشف : 1 - يعنى ديگر چنين مكن كه از فقير