مصدر رهق بفتح اوّل و دوّم بمعنى سبكى ، ستم ، زشتكارى ، دروغ ، شتاب .
جهت نزول : طبرى : گروهى از بزرگان قريش نزد پيغمبر بودند و آن حضرت كوشش داشت كه آنها را مسلمان كند عبد اللَّه بن امّ مكتوم كه مرد كورى بود و عصاكش او ميديد كه گروهى نزد پيغمبر هستند و اشاره ميفرمود كه نيايد ولى او نمىديد و عصاكش خود را وادار مىكرد بجلو رفتن و پيغمبر ناراحت شد و روى درهم كشيد و پشت به او كرد و با آنها كه آنجا بودند بسخن پرداخت و از سخن او كه مىگفت : از آنها كه خدا به تو ياد داده به من بياموز دلگير شد . و چون آن انجمن پراكنده شدند و پيغمبر خواست نزد خانواده ى خود باشد چشمهاى آن حضرت جمع شد و سرش سنگين و حال وحى او را گرفت و اين آيات نازل شد « عَبَسَ وَتَوَلَّى - الخ » و ابن زيد گفت : در آن روزگار مىگفتند : اگر پيغمبر مىخواست چيزى از آنچه به او وحى ميشد از مردم پوشيده بدارد البتّه اين آيات را كه بر ضررش بود براى مردم نمىخواند .
ترجمه : بنام بخشنده خداى مهربان بفرمانبران
1 چهره بر هم كشيد و روى بگرداند
2 كه آن كور نزد او آمد
3 لكن تو چه دانى كه شايد او پاكيزه كسى شود
4 يا به ياد حقّ باشد وزان سودى برد ؟
5 و اگر بىنيازى بود 6 روى به او كنى
7 با اينكه بارى بر دوشت نبود گر او حق پذير نشود
8 و چون كسى بسوى تو آيد و كوشش كند
9 و بدل ترسى داشته باشد
10 تو از او به ديگرى پردازى
11 ولى نه چنين كن چه اين قرآن و سخنان يادآورى است و رهبرى
12 پس آنكه خواهد به ياد حقّ باشد ، يادآورش شود
13 چه كه اين نامه در گرامى نبشته هائى است
14 بلند پايه و پاك ز هر ناروا
15 بدست نمايندگان
16 بزرگوار و نكوكار [ حقّ رسيده پس ]
17 مرگ بر آدمى كه چه كافر است و ناسپاس [ مگر نداند ]
18 ز چه او را خدا آفريد ؟
19 ز مايه اى آفريد كه به اندازه اش كرد
20 وز آن پس راه زندگيش آسان نمود
21 و آنگاه بميراند و بگورش كرد
22 و از اين پس چو خواهد او را ز گور در آورد
23 ولى آنچه خدا به او فرمان
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 479
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٧٩