داد انجام نداد
24 البتّه بايد بنگرد و [ پند گيرد ] كه خوراكش از كجا است ؟
25 همانا ما [ خداوند شما ] ز بالا آب فراوان بريختيم
26 و پس زمين بدرستى بشكافتيم
27 تا در آن دانه برويانديم
28 و انگور و تره بار
29 و زيتون و خرما
30 و بستانهاى ستبر درخت
31 و دگر ميوه و گياه
32 تا سود شما و چهار - پايانتان بود [ پس بسرانجام خود بينديشيد ]
33 كه چون آن سخت فرياد آيد
34 روزى بود كه مرد از برادر خود گريزد
35 و هم ز مادر و پدر
36 و زن و فرزندش
37 چه به آن روز هر يكشان را كارى بود كه پرواى ديگرش نبود
38 به آن روز است كه چهره هائى روشن بود
39 و خندان و شادان
40 و چهره هائى هم گرد اندوه گرفته
41 كه گوئى دود بر آن نشسته
42 چنين كسان كافر بوند و بدكار .
سخن مفسّرين : مجمع : اين سوره را سوره ى سفره نيز مىنامند و به مكه نازل شده است و به حساب كوفيها و حجازيها چهل و دو آيه است و مردم بصره چهل و يك آيه و مردم شام و مدينه چهل آيه دانستهاند كه بعضى « الى طعامه » و بعضى « لأَنْعامِكُمْ » و بعضى « جاءَتِ الصَّاخَّةُ » را آخر آيه ندانستهاند .
صافى : سوره الاعمى نوشته است . تنوير المقباس : سوره يذكر فيها الأعمى .
« عَبَسَ - الخ » 1 مجمع : سيّد مرتضى گفته است اين آيه هيچ نشان نمىدهد كه اين سخن با پيغمبر باشد و اين كار از آن حضرت بوده بيش از يك آگاهى از كار كسى نيست كه نام آنكس هم آشكار نشده است با اينكه نشانه هست كه مقصود غير پيغمبر است چون روى ترش كردن و پشت به فقير كردن و روى بسرمايه دار آوردن از اخلاق پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم نبوده تا او چنين كند و جلوش را بگيرند كه ديگر نكند . و از امام صادق عليه السّلام نقل است : مردى از بنى اميه نزد پيغمبر بود عبد اللَّه بن امّ مكتوم آمد و آن مرد كه او را ديد از او بدش آمد و خود را فراهم كرد و روى درهم كشيد و آيه براى آن اموى آمد . بعضى گفتهاند :
كار آن مرد كور از ادب دور بود و پيغمبر براى تربيت او روى ترش كرد و گوش
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 480
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٨٠