بنگرد و از خواسته هاى خود بگذرد ، حقّ به چشم او روشن است و جز اراده ى خودش جلوگيرى از اقرار به حق ندارد .
« ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَه » 20 ابو الفتوح : 1 - يعنى راه برون شدن از شكم مادر بر او آسان كرد 2 - راه جدائى درست و نادرست براى او آسان كرد .
« أَنَّا صَبَبْنَا » 25 مجمع : با فتح همزه نيز خواندهاند تا بدل از كلمه ى طعام آيت جلو باشد .
« فاكِهَةً وَأَبًّا » 31 كشف : ابّ آن گياه است كه آدمى نكاشته و چهار - پايان مىخورند 2 - فاكهه ميوه ى تازه است و « اب » ميوه ى خشك است . از ابو بكر معنى « اب » را پرسيدند او جواب نداد و گفت : چگونه روى زمين و زير آسمان باشم كه بتوانم ندانسته در كلام خدا چيزى گويم ؟ و نيز عمر گفت : ما را جلو گرفتهاند كه خود را وادار بگفتارى كنيم . و در معنى « اب » سخنى نگفت و گفت آنچه از كتاب خدا آشكار است دنبال كنيد و آنچه نمىدانيد رها كنيد .
« لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ » 37 ابو السعود : يعنى هر يك از برادر و پدر و مادر و زن و فرزند را كارى باشد و گرفتارند .
« شَأْنٌ يُغْنِيه » 37 مجمع : با فتح ياء و عين بىنقطه خواندهاند و معنى چنين مىشود : هر كسى را كارى است پرداخته به آن كه مشغول داردش و نتيجهء هر دو قرائت يكى است .
تفسير حسينى : در باب مشغولى قيامت شيخ فريد الدّين عطار قدس سره حكايتى منظوم دارد . نظم :
كشتئى آورد در دريا شكست
تخته اى ز آن جمله بر بالا نشست
گر به و موشى بر آن تخته بماند
كارشان با يكدگر پخته بماند
نى ز گربه موش را روى گريز
نى ز موش آن گربه را چنگال تيز
هر دوشان از هول درياى عجب
در تحيّر بازمانده خشك لب
در قيامت نيز اين غوغا بود
يعنى آنجا نى تو و نى ما بود