تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 476

مساهمون:

ص٤٧٦
فردا به بهشت رضوان رسد اين است كه ربّ العالمين گفت « فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى » . روح البيان : در فصول است كه اين آيه براى كسى است كه سبب گناهى فراهم باشد و او خوددارى كند . شعر :
گر نفسى نفس بفرمان تو است شبهه مياور كه بهشت آن تو است
نفس كشد هر نفسى سوى پست هر كه خلافش نفسى زد برست
« فِيمَ أَنْتَ مِنْ ذِكْراها » 43 مجمع : 1 - يعنى « ما انت في شيء من علمها و ذكرها » چيزى از آن رستاخيز نمىدانى 2 - آنچه مربوط به پيغمبرى تو است با اين مطلب وابستگى ندارد چون تو جز دستور بدعوت مردم چيزى ندارى و ندانى 3 - نقل سخن كافران است كه گفتند : تو پيوسته به ياد آن هستى پس كى خواهد بود ؟ « إِلى رَبِّكَ مُنْتَهاها » 44 مجمع : 1 - پايان كار رستاخيز بسوى خداوند است 2 - علم برستاخيز بسوى خدا منتهى مىشود و كس جز او از آن خبر ندارد . « ضُحاها » 46 فخر : يعنى روشنى شب و اين درست نيست پس اضافهء كلمه ى « ضحى » بضمير « عَشِيَّةً » بيكى از سه روى باشد 1 - هاء و الف براى رابط سخن است و زيادى و معنى ندارد و جمله چنين معنى مىشود : نمانده‌اند جز به اندازه ى تيرگى شبى و روشنى روزى 2 - مقصود از « ضُحاها » روشنى روز آن شب است و مثل اين است كه گفته شده است : « ضحى يومها » 3 - مناسب اين است كه روز قبل از شب را گويند پس « ضُحاها » يعنى روشنى كه پيش از آن شب است . مجمع : در كلمات « مُنْذِرُ . . . وَالْجِبالَ » اختلاف قرائت در اعراب است و « لِمَنْ يَرى » با تاء به صورت خطاب خوانده شده است . سخن ما : 1 - آيت 35 « يَوْمَ يَتَذَكَّرُ - الخ » نشانه است كه براى آدمى پس از مرگ يك گونه هستى و ماندگارى است غير از آنچه در اين جهان است