تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 475

مساهمون:

ص٤٧٥
عرض جنوب و شمالى است كه حدود نصف فاصله است از عرض ده درجهء جنوبى تا پنجاه درجه ى شمالى . « فَأَمَّا مَنْ طَغى - الخ » 37 كشف الاسرار اى مسكين تغافل امروز تغابن فردا است . پيرايه اى در پيش تو نهاده‌اند و سرمايه اى در دست تو داده پيرايه نفس تو است و سرمايه نفس تو نفس را در كاردار و نفس را ضايع مگذار . اين را عمارت كن و بدان تجارت كن تا فردا از اين تجارت سود ها بينى كه نيكو گفته آن جوانمرد كه اين شعر گفت :
گر امروزم درين منزل تو را حالى زيان باشد زهى سرمايه و سودا كه فردا زين زيان بينى
ور از ميدان شهوانى سوى ايوان عقل آئى چو كيوان در ميان خود را بهفتم آسمان بينى
و گر ز ين حضرت قدسى خرامان گردى از عزت ز دار الملك ربّانى جنيبتها روان بينى
عبد الملك مروان خليفه ى روزگار بود و بو حازم امام ، زاهد وقت بود از وى پرسيد كه يا حازم فردا حال و كار ما چون خواهد بود ؟ گفت : اگر قرآن ميخوانى قرآن تو را جواب مىگويد : گفت : كجا مىگويد ؟ گفت : « فَأَمَّا مَنْ طَغى وَآثَرَ الْحَياةَ الدُّنْيا فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوى وَأَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّه وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى » بدانكه در دنيا هر نفسى را آتشى است كه آن را آتش شهوت گويند و در عقبى آتشى است كه آن را آتش عقوبت گويند . هركه امروز به آتش شهوت سوخته گردد فردا به آتش عقوبت رسد لا محاله و هر كه امروز به آب رياضت و مجاهدت آتش شهوت را بنشاند فردا به آب رحمت و نور معرفت آتش عقوبت را بنشاند . همچنين در دنيا در دل هر مؤمن بهشتى است كه آن را بهشت عرفان گويند و در عقبى بهشتى است كه آن را بهشت رضوان گويند . هر كه امروز در دنيا بهشت عرفان بطاعت و عبادت و جهد عبوديت آراسته دارد