نخستين و واپسين او است .
« فِي ذلِكَ لَعِبْرَةً » 26 روح البيان : خردمند كسى است كه از سرنوشت ديگران پند گيرد :
چو بر گشته بختى در افتد ببند
از او نيك بختان بگيرند پند
تو پيش از عقوبت در عفو كوب
كه سودى ندارد فغان زير چوب
بر آر از گريبان غفلت سرت
كه فردا نماند خجل در برت
مجمع : وابستگى داستان موسى بآيات گذشته از اينرو است كه دلدارى پيغمبر باشد در برابر گفتار منكرين و نويد پيروزى آن حضرت و هم يادآورى اعراب براى پند از سرنوشت مخالفين پيغمبران و آنچه بر سر فرعون آمد .
« وَالأَرْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحاها » 30 طبرى : 1 - بعضى گفتهاند :
يعنى پس از آفرينش آسمان ، زمين درست شد 2 - « بَعْدَ ذلِكَ » يعنى « مع ذلك » و مقصود اين است كه زمين با آسمان آفريده شد . مثل « عُتُلٍّ بَعْدَ ذلِكَ زَنِيمٍ » يعنى مع ذلك و مثل اينكه مىگويند « انت احمق و انت بعد ذلك لئيم » يعنى با اينكه بىخرد هستى فرومايه اى . اعمش گفته است كه مجاهد چنين قرائت مىكرد « و الارض عند ذلك دحاها » يعنى به اين هنگام زمين بگسترد .
3 - اين آيه نمىفهماند كه آفرينش زمين پس از آسمان بوده است چون معنى دحو گستردن است پس ممكن است كه زمين بوده است و از پس آفرينش آسمان گسترده شده باشد .
ميرزا ابو الحسن شعرانىّ در پاورقى مجمع : در زبان عرب كلمه ى « ارض » كرهء زمين نيست بلكه همين هموارى گسترده ى به زير پا را عرب ارض مىگويد ، پس شايد با آسمان كره اى آفريده شده كه شايسته ى زندگى نبوده چون همگى آب يا چيزى گداخته بوده و اندكاندك اين پوسته ى بنام زمين پيدا شده كه عرب ارض و صعيد مىگويد و شايد اوّلين قسمت نمودار به شكل خاك و زمين در وسط - هاى برّ قديم بوده است كه زمين مكّه باشد چون در 21 درجه و 40 دقيقه