همزه و يك همزه با مد و بدون مد .
« كَرَّةٌ خاسِرَةٌ » 12 مجمع : يعنى اين زندگى دوباره نوبتى زيانآور است بمانند معامله ى زيانى كه سرمايه مىرود چيزى بجايش نمىآيد اين گونه نوبت چيزى در برابر ندارد و موجب زندگى نمىشود بمانند تجارت زيانى كه سرمايه اى نمىآورد . بعضى گفتهاند : يعنى اگر آنچه محمّد مىگويد درست باشد كه ما زنده مىشويم و آزار مىبينيم البتّه اين نوبت زندگى زيانآور بما خواهد بود .
« فَإِذا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ » 14 ابو الفتوح : 1 - ساهرة نام زمين محشر است 2 - يعنى پشت زمين كه چون در گور بدل زمين بودند در رستاخيز بر پشت زمين خواهند بود ، و ساهره نام سطح زمين است كه خواب و بيدارى مردم بر آن است 3 - وهب گفت نام كوهى است در بيت المقدس 4 - نام زمين شام 5 - نام زمينى ميان كوه حسان و اريحا 6 - قتاده گفت : يكى از نامهاى دوزخ است .
« بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً » 15 طبرى : 1 - مجاهد گفته است : نام آن درّه طوى بوده است 2 - ابن جريج گفته است : يعنى پاى برهنه بر اين زمين بگذار كه تو در اين سرزمين مقدّس هستى 3 - ديگرى گفته است : مقصود از طوى بهم پيچيده است يعنى در واديى هستى كه پاكى و فرخندگى آن مكرّر و بهم پيچيده شده است چون دو نوبت او را فرخنده و مبارك كردند . و با ضمّ طاء و الف آخر قرائت عموم است . و مردم شام و كوفه با ضمّ طاء و تنوين آخر خواندهاند ، حسن بصرى با كسر طاء و الف آخر خوانده است .
فخر : 1 - ابن عبّاس گفته است : « طُوىً » در زبان عبرى بمعنى اى مرد است يعنى : در وادى مقدّس گفت : اى مرد برو 2 - ممكن است به معنى ساعتى از شب باشد يعنى در وادى مقدّس پس از ساعتى از شب خدا گفت :
برو بسوى فرعون .
« تَزَكَّى » 18 ابو الفتوح : يعنى از كفر پاكيزه شوى . نافع با تشديد زاى خوانده است كه از وزن تفعّل گرفته و تاى تفعّل را بزاى تبديل كرده چون هر دو
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 470
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٧٠