آن فزون شود چنان كه در آيت « فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَى رِجْسِهِمْ » يعنى بر پليدى ايشان پليدى ديگر فزون شد 3 - شايد زياد كردن عذاب همان دوام و استمرار آن باشد كه هر چه بگذرد آنچه بينند فزون بر گذشته است .
كشف : از حسن بصرى پرسيدند : كدام آيت قرآن سختتر است بر كافران او گفت از ابا برزه ى اسلمى پرسيديم او گفت : من اين را از پيغمبر ( ص ) پرسيدم فرمود اين آيه « فَذُوقُوا فَلَنْ نَزِيدَكُمْ - الخ » .
« دِهاقاً » 34 مجمع : 1 - يعنى پر و سر ريز 2 - پىدرپى به آنها كه در عيش و نوشند 3 - به آن اندازه كه سيراب شوند و بسشان باشد .
ابو الفتوح نوشته : ابو رافع روايت كرد كه پارسى زبانى ابو هريره را پرسيد دهاق چه باشد ؟ بپارسى جواب داده گفت : دمادم .
« وَلا كِذَّاباً » 35 فخر : اين كلمه بىتشديد نيز خوانده شده است چون « كذاب » بىتشديد بمعنى كذب است يعنى هيچ دروغ بگوششان نمىرسد و كنايه است از كمال آسودگى در برابر هر كار و گفتار تباه و بيهوده .
« عَطاءً حِساباً » 36 مجمع : 1 - يعنى كافى و بس 2 - بخشش بسيار 3 - روى حساب و شايستگى 4 - به آن اندازه كه بخواهند و بسشان شود .
فخر : ممكن است اعتراض شود كه اگر جزا و مزد كار است پس بخشش براى چه و چرا « جَزاءً » توصيف شود به عطاء حسابا ؟ جواب اين است كه چون وعده ى مزد داده شده است جزا ناميده شده است و چون خداوند در برابر بندگان عهده دار و مسئول نيست پس آنچه بدهد بخشش است و عطا .
« رَبِّ السَّماواتِ » 37 مجمع : كلمه ى « رب » با رفع خوانده شده است تا آغاز جمله باشد و مبتدا و « الرحمن » خبر آن ، و با جرّ و صداى زير خواندهاند تا عطف بيان باشد براى « مِنْ رَبِّكَ » و كلمه ى رحمن به اين قرائت با جرّ خوانده است تا عطف ديگر و تابع « مِنْ رَبِّكَ » باشد و با رفع و با صداى جلو خواندهاند تا مبتدا باشد و جمله ى « لا يَمْلِكُونَ - الخ » خبرش باشد .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 459
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٥٩