تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 461

مساهمون:

ص٤٦١
به او داده و گرفتارش دارد در برابر آنچه دور تر است كه گرفتارى به قهر و سخط خداوندى باشد و بعد مىرسد و همين است معنىا قَدَّمَتْ يَداه « . ا لَيْتَنِي كُنْتُ تُراباً « 41 ابو الفتوح : 1 - يعنى كافر گويد اى كاش در خاك مىماندم و براى حساب مرا نمىآوردند 2 - مانند ديگر موجودات خاك مىشدم و بقاى هميشگى نداشتم 3 - مقصود از كافر ابليس است كه چون خوشى مؤمنان بيند گويد اى كاش خاك مىبودم و چون بنى آدم سعادتمند مىشدم نه از آتش كه به گمان بيهوده رفتم و پنداشتم كه چون ز آتشم برترم 4 - يعنى اى كاش از شيعه ى ابو تراب مىبودم . فخر : 1 - يعنى اى كاش از نخستين وجود خاكى عوض نمىشدم و مرا نمىآفريدند 2 - بعضى صوفيه گفته‌اند : يعنى كاش چون خاك فروتن ميبودم و در فرمانبرى خود فروشى نمىكردم . تفسير روح البيان : اى درويش اين دبدبه و طنطنه كه خاكيان را است هيچ طبقه از طبقات مخلوقات را نيست .
خاك را خوار و تيره ديد ابليس كرد انكارش آن حسود خسيس
ماند غافل ز نور باطن او نشد آگه ز سرّ باطن او
بهر گنجى كه هست در دل خاك اين صدا داده‌اند در افلاك
كه بجز خاك نيست مظهر كلّ خاك شو خاك تا برويد گل
سخن ما : 1 - آيت 26 « جَزاءً وِفاقاً » با آيت 29 « كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناه كِتاباً » كه بهم پيوست شود شايد چنين نتيجه دهد : چون شماره ى كمترين جنبش و دم زدن آدمى را نوشته داريم پس سزا برابر با چگونگى كارهاى دوران زندگى است بىكم و زياد ، و با اين معنى نيازى بگفته ى امام فخر نيست كه چگونه گرفتارى سخت هميشگى برابر است با كجرفتارى چند ساله ى زندگى و آنگاه چند جواب داده است كه يكى اين است چون بدنبال آيت 26 گفته شده است : « لا يَرْجُونَ حِساباً . وَكَذَّبُوا بِآياتِنا كِذَّاباً » يعنى اميد شمار كار خود نداشتند .