نزد سلطان براى مردم سعايت كنند و بد ملَّت بسلطان گويند دسته اى باشند كه آويخته بدارى همانند درختى از آتش بدادگاه حق آماده باشند 9 - دسته اى در آنجا بيايند كه بوى مردار دهند در نتيجه ى هوا پرستى و هوسرانى كه در زندگى داشتند و حق خداوندى به مستحقّ نمىدادند چون خمس و زكات و دگر حقوق واجب در دين 10 - و يك دسته با لباسهاى از قير ساخته و بر تن كرده آنجا بيايند براى خود فروشى و گردنفرازى كه در زندگى به ديگران كردهاند طبرى : مجاهد گفت : چون هر ملَّتى با پيغمبر خود بمحشر آيند گفته شده است دسته دسته و به صورت چند بمحشر آيند . مانند « يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ » آن روز كه هر مردمى را با پيشواىشان پيش خود مىخوانم .
« فُتِحَتِ السَّماءُ » 19 مجمع : با تشديد تا كه از وزن مزيد با تشديد نيز قرائت شده است كه بمعنى زيادى است .
« فَكانَتْ أَبْواباً » 19 طبرى : يعنى آنكه يك نواخت و استوار بود شكافته شود و به صورت راهها در آيد . و بعضى گفتهاند : يعنى آسمان بمانند چوبهاى بريده براى دراز هم جدا شود و معنى اين است « فكانت كالأبواب » يعنى بمانند درها باشد و كاف كه بمعنى مانند است از جمله افتاده است .
تفسير عبده : يعنى برستاخيز اين نظام آفرينش براى آدمى دگرگون است كه نه او روى زمين است و نه آسمان بالا سر او است بلكه روح چنان آزاد است كه گويا درهاى آسمان گشوده است و بالا و پائين ندارد و بهر جا كه خواهد برود و جلوگير ندارد چون عالم آخرت مناسبتى با اين عالم ندارد .
« لابِثِينَ فِيها أَحْقاباً » 23 طبرى : جمع حقب است كه هر حقبى هشتاد سال است كه سيصد و شصت روز از روزهاى آخرت باشد كه هر روزى هزار سال است و گفتهاند شمار آن را جز خدا نداند و حسن بصرى گفته است : احقابرا شمارى نيست مگر هميشه در آتش بودن . و كلمه ى « لابِثِينَ . . . ، لبثين » بدون الف نيز خواندهاند .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 457
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٥٧