پيغمبرى محمد و آنچه از جانب خدا مىگويد و درستى رستاخيز اين بود كه به پيغمبر وحى شد كه اين چه گفتگوئى است از آنها ؟
مجمع : « عما » با الف نيز خواندهاند .
« عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ » 2 مجمع : 1 - مقصود قرآن است كه خبرى بس ارزنده دارد چون از توحيد و رسالت و دگر چيزها خبر مىدهد 2 - بقرينه ى آيت هفدهم « إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ - الخ » مقصود از اين جمله خبر از رستاخيز است كه مهمّ است 3 - مقصود از نبأ عظيم تمام آن چيزها است كه در آن اختلاف و جدال مىكنند مثل توحيد و نبوّت و ملائكه و رستاخيز و مانند اين مطالب .
كشف : 1 - بيشتر مفسّران گفتهاند : مقصود قرآن است كه در آن گفتگو مىكردند كه آيا سخن خداوندى است يا ز آدمى آيا جادو است يا غيبگوئى ؟
2 - گفتگو در درستى پيغمبرى محمّد مىكردند كه او را بپذيرند يا نپذيرند .
فخر : اين دو آيه به سه جور معنى شده است : 1 - علماى بصره گفتهاند : يعنى آيا از چه چيز مىپرسند ؟ از پيش آمد بزرگ مىپرسند كه اوّل استفهام است و دوّم جواب 2 - آيا چيست مورد گفتگوى آنها مگر از حادثه ى عظيم پرسشى دارند كه خود در آن اختلاف كردهاند ؟ كه جمله ى دوّم هم جزء استفهام است و فعل يتساءلون در دوّم بقرينه ى اوّل از جمله افتاده است .
3 - مردم كوفه چنين معنى كردهاند : براى چه از پيش آمد بزرگ پرسش و گفتگو دارند و از چه چيز آن ؟ كه جمله ى دوّم وابسته باوّل باشد .
طنطاوى : بزرگتر مصيبت براى آدمى مرگ است پس بزرگترين خبر و نبأ عظيم اطلاع از پيدايش رستاخيز است و اخبار بزندگى پس از مرگ .
« فِيه مُخْتَلِفُونَ » 3 طبرى : يعنى در آن دو دسته شدهاند : يكى آن را درست و راست مىداند و ديگرى دروغ مىپندارد .
« ثُمَّ كَلَّا - الخ » 5 فخر : جهت تكرار اين جمله ممكن است تأكيد باشد و كلمه ى « ثُمَّ » براى تشديد و سختى دوّم است نسبت باوّل و ممكن است براى
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 455
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٥٥