تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨
زمين را ظرف كرديم بعضى مرده يعنى بىگياه و بعضى زنده كه در آن گياهها مىرويد . « انْطَلِقُوا » 30 مجمع : اين جمله ى دوّم با فتح لام خوانده شده است تا ماضى و خبر باشد يعنى رفتند بسوى ، و با كسر خوانده‌اند كه بمانند اوّلى امر باشد و نشان دادن نتيجه ى عملشان . « ظِلٍّ ذِي ثَلاثِ » 30 فخر : 1 - يعنى از بالا و از زير دو پاىشان آتش است و آتش را دود ناميدن مجاز است مثل « مِنْ فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِنَ النَّارِ وَمِنْ تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ » 2 - مقصود دود است مثل « أَحاطَ بِهِمْ سُرادِقُها » يعنى سرا - پرده ى آتش آنها را فرا گرفت و « سرادق النّار » بمعنى دود است كه از آتش برآيد و يك قسمت از بالاى سر و يكى از راست و ديگرى از چپ آدمى را مىگيرد . و چون بديها كه انسان مىكند از خشم است كه از سوى راست او است ، و از خواسته ها است كه در سوى چپ او است و از انديشه هاى ديو سيرتى است كه در سر و مغز او جاى دارد پس سه تيره دود از سه جانب او كه سر چشمه هاى بدكارى او باشند فرا گيرش مىشود . و ممكن است بگوئيم كارهاى آدمى پديده از سه مرتبه ى حسّ و خيال و وهم است كه جلوگير روح آدمى مىشوند از گردش بعوالم پاكى و پاكيزگى و روشنى از آنجا گرفتن پس هر يك از اين مراتب تيرگى مخصوص دارند و از خود دودى ببار مىآورند 3 - اين جمله كنايه از زيادى دود است كه منشعب مىشود 4 - ابو مسلم گفته است : شايد سه شاخه بودن دود همان است كه در دنباله ى آن نشان داده شده است : 1 - سايه ندارد 2 - جلوگير شعله و داغى نيست 3 - شراره مىافكند . تفسير حسينى : هر كه خواهد كه فردا از آن دخان كه « ظِلٍّ مِنْ يَحْمُومٍ » اشارت بدان است ايمن گردد امروز بنور عقل متمسّك شده از تيرگى صفت بهيمى و سبعى ببايد گذشت . نظم :