سوره ى ذاريات و مرسلات را از او پرسيد ، چون مشكلات قرآن را از مردم ميپرسيد تا در معنى آن بمانند از اينروى عمر او را تازيانه زد و گفت : اگر سر خود تراشيده بودى تو را مىكشتم . اين سخن عمر از آن بود كه از پيغمبر صفت خوارج شنيده بود و آن حضرت آنها را چنين معرّفى كرده « سيماهم التّحليق » مردمى خوارج پيدا شوند به اين نشانه كه موى ميان سر مىتراشند . و مقصود عمر اين بود كه پرسش از اين آيات نشانه ى بدبينى به قرآن است و اگر نشانه ى خوارج هم مىداشت معلوم مىشد كه مردى بىدين است و بايد كشته شود . او بابو موساى اشعرى امير عراق نوشت : مدّت يك سال با صبيغ معاشرت مكنيد . آن مرد پس از يك سال عذر آورد و توبه كرد و عمر آن را پذيرفت . و شعبى گفته است : من متكلَّمين و آنها را كه در عقايد دينى بحث و استدلال مىكنند به آن چشم مىنگرم كه عمر به صبيغ نگريست و همان عقيده را در باره اينها دارم .
« وَالْمُرْسَلاتِ عُرْفاً » 1 طبرى : 1 - ابن مسعود گفته است : يعنى آن بادها كه پىدرپى مىوزد 2 - ابو صالح گفته است : يعنى ملائكه كه براى چيزهاى معروف و امر و نهى خداوندى فرستاده مىشوند 3 - بعضى گفتهاند :
يعنى فرستادگان انبوه مانند يال اسب و عرب مىگويد « النّاس الى فلان عرف واحد » يعنى انبوه و فراوان بسوى كسى روى آوردند . و بهتر اين است كه بگوئيم سوگند بهر فرستاده اى است كه زياد و پىدرپى باشد خواه فرشته باشد يا باد يا از آدميان .
« وَالنَّاشِراتِ » 3 مجمع : 1 - يعنى بادها كه ابرها را پراكنده كند براى باران 2 - فرشتگانى كه كتابها از سوى خداوند مىگشايند 3 - بارانها كه گياه به همه سو مىگشايند .
« فَالْفارِقاتِ » 4 طبرى : 1 - يعنى فرشتگان كه ميان حقّ و باطل جدا مىكنند 2 - مقصود قرآن است كه حقّ از باطل جدا مىكند .
فخر : در دو جمله ى اوّل و سه جمله ى دوّم بفاء عطف شده است و در
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 446
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٤٦