2 - آيت پنجم « فَالْمُلْقِياتِ - الخ » علاوه بر سوگند براى استوارى گفتار دنباله و جواب قسم يك مطلب ديگر يادآور مىشود كه متوجّه كردن افكار است بخاصيّت يادآورى و انتقال انسان به راه نيازمنديهاى خود كه نشانه ى تسلَّط قدرت مرموزى است بر مغز و اعصاب آدمى كه ناگهان او را متوجّه به چنين كارى يا چنان گفتارى مىكند و در اين آيه بمناسبت رستاخيز و باز پرسى فقط يادآورى سخن آورده شده است كه گفتار عذر و بهانه و يا ترساندن باشد كه گفته شده است « فَالْمُلْقِياتِ ذِكْراً عُذْراً أَوْ نُذْراً » يعنى آنها كه در دل آدمى بهانه و بيم مىاندازند و اين خود نشانه است كه بقول مترلينگ دانشمند دقيق شكّاك بلژيكى : يك دستگاه دهندهء مرموزى در عالمست كه نميدانيم از كجا است و چه مىكند كه ناگهان در دل ما چيزى مىافكند كه كارى بكنيم يا سخنى بگوئيم و اين نيروى درونى آدمى مىرساند كه او در اصل كارهاى خود به زير فرمان است و بى - اختيار كه در كارى هيچ بفكرش نمىرسد و براى چيز ديگر ناگهان راه دنبالگيرى آن و جلوگير از دشواريهايش بخاطرش رسيده پى آن مىرود و انجامش ميدهد .
3 - آيت آخر « فَبِأَيِّ حَدِيثٍ - الخ » نشان مىدهد كه گاهى آموزش و پرورش جلو نمىرود و مربّى به بن بست ميرسد و ناچار بايد افراد زير سرپرستى خود را به طبيعت واگذار كند از اينروى در آيهء اوّل گفته شده است واى بر مردمى كه تعليمات پيغمبر را دروغ مىشمارند و نمىپذيرند ، و بدنبال آن با سرزنش گفته شده است : پس از قرآن با چه سخنى سر به راه مىگذارند . اين است كه ترساندن و از آينده بيم دادن آخرين راه رهنمائى و تربيت به پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم نشان داده شده است .
آخر جزء 29
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 451
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٥١