نيشابورى : اصحاب تأويل آيات قرآن گفتهاند : چون انوارى كه از عالم بالا ببندگان افاضه مىشود و دلها را روشن مىكند در صافى و نيرومندى و تأثير مختلف است از اينروى دسته اى از آنها چون كافور سرد است و خشك كه بهر كس برسد او را بمقام خوف و قبض مىبرد و گريان مىدارد . و دسته اى چون زنجبيل گرم است و خشك كه هر كس را فرا گيرد بىاعتناى به دنيا مىكند و از هر چه غير حقّ است روى گردان مىشود در نتيجه ى اين افاضه و بخشش خداوندى روح آدمى از يك دسته ى اين احوال بدسته ى ديگر منتقل مىشود و از مقامى بمقامى ديگر مىرود تا مىرسد بحضور نور الانوار كه در برابر جلوه ى او ديگر پرتوها كه به او رسيده بود نابود و بىفروغ مىباشد كه آخرين منزل مسافرين راه حقّ است و پايان مراتب تكامل صديقين است ، اين است كه براى چنين درجه اى گفته شده است « سَقاهُمْ رَبُّهُمْ » يعنى واسطه از ميان برداشته شده است و فيض مستقيم به آنها ميرسد كه حقّ ايشان را سقايت مىكند و چون به برترين پايه رسيدهاند اعلام شده است « إِنَّ هذا كانَ لَكُمْ جَزاءً » يعنى كار خود بانجام رسانديد و مزدتان آماده شد .
روح البيان نوشته است : اى جوانمرد شراب آن شراب است كه دست غيب دهد ، در جام دل ريزد ، و عارف او را نوش كند . قومى را شراب مست كرد و قومى را ديدار :
و اسكر القوم دور كأس
و كان سكري من المدير
بزرگى را بخواب نمودند كه معروف كرخى - رحمه اللَّه - گرد عرش طواف مىكرد و ربّ العزّه فرشتگان را مىگفت : او را شناسيد ؟ گفتند نه ، گفت : معروف كرخى است به مهر ما مست شده تا ديده ى او بر ما نيايد هشيار نگردد ، هر كه را امروز شراب محبت نيست فردا او را شراب طهور نيست . ( ترجمه از آن كتاب ) عارفى گفت : بشب پشت سر سهل بن عبد اللَّه نماز مىكردم او اين آيه خواند :
« وَسَقاهُمْ رَبُّهُمْ - الخ » و دهان خود مىجنباند چنان كه گوئى چيزى مىمكد .