خداوند است به همه وقت .
فخر : در مقصود از اين آيه اختلاف است : 1 - مقصود نمازهاى پنج - گانه است و جمله ى آخر « سَبِّحْه - الخ » نماز نافله است كه بعضى گفتهاند : اوّل بر پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله واجب بود و بعد تبديل بنفل و استحباب شد و بعضى گفتهاند از اوّل بطور نفل و استحباب دستور رسيده است و واجب نبوده است 2 - مقصود از « وَاذْكُرِ اسْمَ - الخ » تسبيح است كه ايمان بدل و گفتن به زبان باشد و بشب و روز با دل و زبان به ياد خدا بود چنان كه گفته است « اذْكُرُوا اللَّه ذِكْراً كَثِيراً وَسَبِّحُوه بُكْرَةً وَأَصِيلًا » و در اين آيه اشارتى لطيف است كه چون عقول بشرى جز اسماء و صفات چيزى درك نمىكند گفته شده است « اذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ » كه درك نام است و در جاى ديگر گفته شده است « اذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ » كه اشاره بمقام صفات است يعنى با خود به ياد حقّ باش پس معلوم مىكند كه نام حقّ به زبان آيد و انديشه ى در چگونگى بدل و جز اين آدمى را دسترسى نيست .
طنطاوى : « لَيْلًا طَوِيلًا » يعنى پاره ى دراز از شب را در عبادت باش كه اين مردم از آن غافل هستند .
« يَذَرُونَ وَراءَهُمْ » 27 فخر : با اينكه مقصود روز رستاخيز است كه از جلو مىآيد و بايد مىگفت : قدّامهم . بسه جهت « وَراءَهُمْ » گفته شده است 1 - چون توجّهى برستاخيز ندارند پس مثل اين است كه آن را پشت سر انداختهاند .
2 - كلمه ى خير و مصلحت در جمله آورده نشده است و معنى چنين است :
خير و مصلحت روز سنگين را پس پشت خود رها مىكنند و توجّه ندارند 3 - كلمهء « وراء » بمعنى قدّام استعمال شده است مثل « مِنْ وَرائِهِمْ جَهَنَّمُ » « 1 » .
« وَما تَشاؤُنَ - الخ » 30 مجمع : 1 - يعنى اگر خدا بخواهد كه شما را مجبور به راه راست كند و ناچار شويد آنگاه شما خواهيد خواست كه راه راست پيش گيريد ولى با اين حالت اجبار راه راست سود ندارد چون مزد بر كار اختيارى
هامش
( 1 ) چون كافر پشت بآخرت و رو به دنيا دارد و از مسير حق منحرف است « وراء » گفته شده . ( مصحّح )