« قَوارِيرَا مِنْ فِضَّةٍ » 16 فخر : 1 - مقصود نشان دادن تفاوت آن چيزها كه در بهشت است با آنچه در اين جهان است . يعنى چون شيشه از سنگ و ريگ درست مىشود پس شيشه ى آنجا چندان برتر است از شيشه اينجا كه نقره برتر از سنگى است كه از آن شيشه مىسازند 2 - يعنى شيشه ى آنجا چندان استوار و زيبا است كه پندارى از سيم ساخته شده است و سيم آنجا چنان صاف و روشن است كه پندارى شيشه است ، و ابن عباس گفته است : آنچه در اينجا است جز شباهت و همانندى اسمى با آنچه به آن عالم است مناسبت ديگر ندارد از اينروى گفته شده است : شيشه ى از نقره است يعنى امتيازات هر دو را دارد .
3 - شايد معنى قاروره ى شيشه ى ظرف مايع نباشد چون عرب هر ظرف گرد كه صاف و نازك و جايگاه چيزهاى فراهم شده از آب باشد آن را قاروره مىنامد پس شايد معنى اين باشد : تنگهائى كه از نقره ساخته شده است گرد و صاف و لطيف و نازك است ، و جمله ى بعد « قَدَّرُوها » 16 : 1 - يعنى باندازهء بدست گرفتن تنگها را درست كردهاند كه ساقيها خسته نشوند 2 - گنج تنگها به اندازه ى سيراب شدن شخص است 3 - ممكن است مقصود خود نوشندگان باشد يعنى به آن اندازه كه خود خواستهاند در تنگها يافت مىشود .
« كانَ مِزاجُها زَنْجَبِيلًا » 17 طبرى : قتاده گفته است : زنجبيل نام چشمه اى است كه مقرّبان حقّ از آن مىنوشند و براى ديگر مردم بهشتى از آن آميخته به آب مىكنند .
« سَلْسَبِيلًا » 18 طبرى : 1 - در فرمان است و به همه جا روان .
2 - تند و به همه جا روان است و جارى .
فخر : ابن اعرابىّ گفته است : اين كلمه را جز در قرآن نديدهام پس معلوم نيست از چه كلمه گرفته شده است . و بيشتر مفسّرين معنى كردهاند به گوارا و زود گذر از گلو ، و زجّاج گفته است : اين كلمه صفت چيزى است كه در كمال سلامت باشد . و مقصود از اسم سلسبيل اين است كه آزار مزه ى زنجبيل
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 436
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٣٦