است و در آن صورت كه باجبار بخواهيد كارى بكنيد مربوط بشما نيست و نتيجه نمىبريد 2 - يعنى آنچه شما بخواهيد به راه راست برويد البتّه خدا هم آن را مىخواهد . و در اين سوره چند اختلاف قرائت است : سلاسل ، قوارير ، قدّروا عاليهم ، خضر ، استبرق ، و ما يشاؤن ، كه در صيغه هاى افعال و حركات و اعراب اسماء اختلاف تلفّظ است و نتيجه تفاوت نمىكند .
سخن ما : 1 - آيت اوّل جمله ى « نَبْتَلِيه » بدنبال چند مطلب گفته شده است كه روزگارى گذشت و آدمى در مراحل جلوتر بصورتهاى گوناگون و موادّ جوربجور در آمد ولى قابل نام انسانى نبود ، و ز ان پس به صورت موادّ نزديك به صورت آدمى در آمد پس اين تحوّل براى چه بوده است و آخرين درجهء وجودى او بكجا رسيده است ؟ شايد اين ترتيب يادآورى تحوّلات و بعد ذكر نتيجه كه « نَبْتَلِيه » گفته شده است براى فهماندن اين مطلب باشد كه انسان غير ديگر موجودات است و آخرين پايه ى پديدارى او قابليّت آزمايش بگرفتاريها و پيش - آمدهاى زندگى است كه در خواصّ نفسانى و اجتماعى مقاومت داشته باشد و از عهده ى همه ى آنها بطور شايسته بر آيد ، و شايد از اينروى بوده است كه در آخر گفته شده است « فَجَعَلْناه سَمِيعاً - الخ » و مقصود بينائى و شنوائى دل است كه خرد و فهم و بينائى دل باشد چنان كه در ترجمه نوشتيم پس آخرين وسيله ى آزمايش را نيز فراهم كرديم كه بيدار دلى او باشد تا بتواند آزمايش خود بدرستى دهد .
2 - آيت سوّم « إِنَّا هَدَيْناه - الخ » شايد شرط ديگر اين ابتلا و آزمايش باشد كه با بينائى و شنوائى دل راهنمائى نيز كرديم و تا اينجا با ما بود كه راه كار او فراهم شد ، از آن پس اختيار با او است كه شاكر يا كفور باشد پس وسائل غير اختيارى و اختيارى تكامل آماده شد و راه عذر بسته شد و از آن ببعد كم و زياد كار او با خود او است .
3 - آيت بيست و دو « إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ - الخ » شايد با اين
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 441
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٤١