تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
ربيعه و غير او در آن اثر ندارد 2 - آيا سوگند بنفس لوّامه بچه معنى و مناسبت است ؟ چون روى سخن با اعراب است كه مردمى نادان و خودخواه بودند و بيشتر اين گونه مردم آرامش وجدانى ندارند و پيوسته از كرده و ناكرده ى خود و شده و ناشده ى روزگار نگرانند . شايد به اين گونه سوگند يادآورى كج انديشى آنها شده است و نمودارى ارزش روح و روان آدمى و حالات آن كه با هيچ وسائل مادّى صورتهاى گذشته و آينده را براى خود مجسّم مىكند و روى آن قضاوت مىنمايد و اين خود نشانهء قدرت ما فوق و برترى است كه آدمى خواه ناخواه زير فرمان او است و همان قدرت چنين خاصيّت ارجمند و شايسته ى سوگند به او عنايت كرده است ولى او خود را گرفتار ملامت و سرگردانى نموده است و از آن بىبهره مانده است . 3 - دو آيت 14 - 15 « بَلِ الإِنْسانُ - الخ » اگرچه در دنبالهء سخن از روز رستاخيز آورده شده است ولى شايد براى يادآورى خاصيت هميشگى او باشد كه آدمى خود از خود خبردار است چه در كار زندگى و آميزش با مردم چه در كارهاى نفسانى و مربوط بعالم ديگر ، هم در دوران زندگى و هم به روز رستاخيز كه با اندك انصاف و وارسى خود مىتواند دريابد كه چگونه آدمى است و چه جور كار و رفتار دارد و كمتر كسى است كه با خود بينديشد و بعيب خود پى نبرد مگر كه سفيه باشد و يا نخواهد از خود با خبر شود بگفته ى سعدى :
معلَّم نياموختت فهم و رأى سرشت اين صفت در نهادت خداى
گرت منع كردى دل حقّ نيوش حقت عين باطل نمودى به گوش
از اينرو است كه بد رفتارى مردم با دعوى حقّ و درستى بدنبالهء بد انديشى است و بىانصافى و گر نه هر بهانه كه آورند توانند بدانند كه بيهوده است و شايد وابستگى اين دو آيه بآيات جلو اين باشد كه منكر رستاخيز بهانه جو است و گر نه خود بيناى خود است كه نه مانند دگر پديده ها است و نابود شدنى بلكه اگر انصاف بدهد و با خود بينديشد مىتواند دريابد كه بايد روزى بشمار كار دوران
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 426 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )