تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
به اين عذاب . عرب اين را به كسى گويد كه او را بلائى رسد كه مستحقّ آن بود . و گفته‌اند : اين كلمه تحذير است يعنى شرى نزديك شد از او حذر كن . بعضى ديگر از علما گفتند : كلمه ى آن مغلوب است و التقدير « اويل » اى احقّ بالويل . و گفتند : معنى آيه آن است كه ابو جهل را گويند : واى بر تو آن روز كه زنده بودى و واى بر تو آن روز كه بميرى و واى بر تو آن روز كه تو را زنده كنند . فخر : 1 - معنى جمله اين است كه واى بر تو و اين نفرين است كه به آنچه نمىپسندد گرفتار شود 2 - يعنى چند دورى و محروميّت باد تو را در كار دنياى تو و دورى و محروميّت مكرّر براى تو باشد در كار آخرت تو 3 - نوبت بنوبت واى بر تو . و قفّال براى اين جمله چند احتمال گفته است : 1 - بيم از سوى خدا است براى كافر 2 - پيغمبر از خود چيزى با دشمن گفت و او گردنفرازى كرد و گفتار آن حضرت را زشت شمرد خداوند همان جور كه او گفته بود به قرآن فرستاد . 3 - ممكن است از سوى حقّ دستور به پيغمبر باشد كه با دشمن چنين بگويد ، و معنى با آيت جلو چنين مىشود : او با خود فروشى و گردنفرازى به خانه رفت پس تو به او بگو : بترس از آن بدى و زشتى كه به تو نزديك شده است و راه فرار از آن ندارى . حسينى نوشته : سزاوار است مر تو را اى ابا جهل مرگى سخت پس سزاوار است تو را عذاب اليم در قبر . پس نيك سزاوار است مر تو را هول قيامت پس بغايت سزاوار است تو را خلود در دوزخ . « مَنِيٍّ يُمْنى » 37 مجمع : با ياء بصيغهء غايب مذكّر خوانده‌اند باعتبار لفظ منيّ و با تاء به صيغه ى مؤنّث خوانده‌اند باعتبار نطفه يعنى « نطفة تمنى من منيّ » . سخن ما : 1 - اوّل اين سوره خواه سوگند باشد و يا اعلام بخوددارى از آن برسم گفتگوى مردم است براى نشان دادن عظمت رستاخيز كه بقدرت خداوند آدمى براى زندگى دوباره درست شده است و رد و قبول كافرى چون عدىّ بن -
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 425 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )