تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
و مىدانند و منتظرند و باز مىرسد دمبدم . كشف الاسرار : مثل بنده ى مؤمن مثل باز است ، باز را چون بگيرند و خواهند كه شايسته ى دست شاه گردد مدّتى چشم او بدوزند بندى بر پايش نهند در خانه اى تاريك باز دارند از جفتش جدا كنند يك چندى بگرسنگيش مبتلا كنند تا ضعيف و نحيف گردد و وطن خويش فراموش كند و طبع گذاشتگى دست بدارد ، آنگه بعاقبت چشمش بگشايند شمعى پيش وى بيفروزند طبلى از بهر وى بزنند طعمهء گوشت پيش وى نهند دست شاه مقر وى سازند با خود گويد در همه عالم كه را بود اين كرامت كه مرا است ؟ بر مثال اين حال چون خواهند كه بنده ى مؤمن را حلَّه ى خلعت پوشانند و شراب محبّت نوشانند با وى همين معامله كنند . مدتى در چهار ديوار لحد باز دارند ، گيرائى از دست و روائى از پا بستانند بينائى از ديده بردارند روزگارى بر اين صفت بگذرانند آنگه ناگاه طبل قيامت بزنند بنده از خاك لحد سر بر آرد چشم بگشايد نور بهشت بيند « يَسْعى نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ » دنيا فراموش كند شراب وصل نوش كند بر مائده ى خلد بنشيند ، چنان كه آن باز چشم باز كند خود را بر دست شاه بيند بندهء مؤمن چشم باز كند خود را بمقعد صدق بيند سلام ملك شنود ديدار ملك بيند اين است كه ربّ العالمين فرمود « وُجُوه يَوْمَئِذٍ - الخ » . پير طريقت گفت : بهره ى عارف در بهشت سه چيز است سماع و شراب و ديدار . سماع را گفت « فَهُمْ فِي رَوْضَةٍ يُحْبَرُونَ » . شراب را گفت « سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً » . ديدار را گفت « وُجُوه يَوْمَئِذٍ - الخ » سماع بهره ى گوش شراب بهره ى لب ، ديدار بهره ى ديده . سماع واجدان را ، شراب عاشقان را ، ديدار محبّان را . سماع طرب فزايد شراب زبان گشايد ، ديدار صفت ربايد . سماع مطلوب نقد كند شراب راز جلوه كند ديدار عارف را فرد كند . سماع را هفت اندام رهى ، گوش چون ساقى او است شراب همه نوش ديدار زير هر موئى ديده اى روشن . « كَلَّا إِذا بَلَغَتِ » 26 مجمع : 1 - يعنى نه كافران ايمان آورند بآنگاه
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 423 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )