يادآورى شد كه به تندى قرآن مخوان و مگذر كه اين مردم غافل هستند بلكه به آرامى بخوان و مكرّر كن تا در دل آنها جايگير شود كه نيازمند به تنبيه و تكرار هستند .
ابو الفتوح : ممكن است مقصود از اين جلوگيرى پيغمبر از تكرار كار گذشته نباشد بلكه يادآورى باشد كه در آينده نكند مثل « لا تُطِعِ الْكافِرِينَ - الخ » كه معلوم است آن حضرت فرمانبر كافر و منافق نبوده است و براى آينده ايندستور رسيده است .
فخر : گروهى از قدماى شيعه گفتهاند : چون اين آيه وابستگى بجلو ندارد پس آن را كم و زياد كردهاند كه رابطه گسيخته شده است . ولى از چند جهت مناسبت دارد : 1 - شايد كه چون شتاب بد است و پيغمبر هنگام نزول اين آيات شتاب كرده است در ميان سخن جلو آن حضرت گرفته شده است به اين آيه و دوباره سخن گذشته دنبال شده است كه گفتگوى از رستاخيز و بدكاران شده است چنان كه در ميان درس شاگردى بجاى ديگر متوجّه باشد و استاد به او گويد : به جائى توجّه مدار و بدرس گوش بده . و باز بر سر درس رود و سخن خود دنبال كند 2 - چون سخن از شتاب كافران به ميان بوده است به اين آيه « يُرِيدُ الإِنْسانُ لِيَفْجُرَ أَمامَه » در اين ميان زشتى شتاب گفته شده است اگرچه شتاب در كار دين و خواندن قرآن باشد و پس از آن همان مطلب بميان آمده است كه بدى شتاب باشد و گفته شده است « كَلَّا بَلْ تُحِبُّونَ الْعاجِلَةَ » 3 - مقصود فهماندن به آن حضرت است كه شتاب تو به خواندن قرآن و ابلاغ بمردم سود ندارد چون آنها بيناى به كار خود هستند و مىدانند بباطل مىروند پس تو كه مىخواهى زشتى كارشان را بفهمانى شتاب در آن مكن كه خود مىدانند و سودى ندارند و بيهوده زبان به قرآن مجنبان .
« عَلَيْنا جَمْعَه وَقُرْآنَه » 17 مجمع : 1 - يعنى بر ما است كه در سينه ى تو فراهمش كنيم تا بيادت بماند و همانجور كه نازل كردهايم تأليف و منظَّم كنيم
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 420
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٢٠