خود اوّل انجام داد و آنچه مقرّر كرد كه از پس مرگش انجام دهند چه خوب و چه بد 3 - يعنى آنچه معصيت بجلو كرد و آنچه اطاعت كه به تأخير گذارد و نكرد 4 - آنچه گرفت و آنچه رها كرد 5 - آنچه از حقوق خداوندى به جلو انداخت انجام داد و آنچه به تأخير گذارد و تضييع كرد 6 - آنچه از مال خود بجلو براى خود به كار برد و آنچه بدنبال گذارد و بوارث ماند .
ابو الفتوح : عبد اللَّه مسعود گفت : يعنى آنچه خود كرده و آنچه روش خوب بايد كه بجاى گذارده تا از پس او رفتار كنند .
« عَلى نَفْسِه بَصِيرَةٌ » 14 ابو الفتوح : 1 - يعنى او شاهد و بيناى به كار خود است چنان كه در اين دو آيه است « شاهِدِينَ عَلى أَنْفُسِهِمْ و كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً » 2 - اعضاى آدمى بر كار او گواه هستند مثل « يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ - الخ » 3 - خود بيناى به كار خود است و احوال خود را ميداند و تاى بصيرة براى مبالغه است مثل علَّامه و نسّابة 4 - آدمى خود چشم بينائى است بر خود .
مجمع : از محمّد بن مسلم از امام صادق ( ع ) نقل است كه فرمود : چرا مردم نيكى را نمودار مىكنند و بدى را مىپوشند با اينكه اگر با خود بينديشند مييابند چنين نيستند و در قرآن است « بَلِ الإِنْسانُ عَلى - الخ » . و زراره گفت : از امام صادق ( ع ) پرسيدم چگونه بيمار نبايد روزه بدارد ؟ فرمود بَلِ الإِنْسانُ عَلى - الخ و او خود بهتر مىداند كه تا چه اندازه مىتواند .
« وَلَوْ أَلْقى مَعاذِيرَه » 15 طبرى : 1 - يعنى آدمى از خود شاهد دارد اگرچه براى گناه خود عذر تراشد و جدال بيهوده كند 2 - يعنى و اگرچه خود بماند و تنها با خود بينديشد 3 - اگرچه پرده ها را بيندازد و درها را ببندد و جلو چشم خود را بگيرد 4 - اگر عذر آورد پذيرفته نبود .
فخر : سدّي و عدّه اى گفتهاند : « معاذير » جمع معذار است بمعنى پرده و مبرد گفته است : لغت مردم يمن است . و صاحب كشّاف گفته است : اگر
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 418
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤١٨