تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
انگشتان برابر همسر شوند « 1 » . كشف : آيت سوّم « أيَحْسَبُ الإِنْسانُ » و اين آيه هر دو براى عدىّ بن ربيعه آمده است كه با اخنس بن شريق دشمن ديگر پيغمبر خويشاوندى سببى داشت و پيغمبر دعا مىكرده است « اللَّهمّ اكفني جاري السّوء » يعنى آسيب دو همسايه ى بد را از من بگردان . و مقصود آن حضرت عدىّ و اخنس بوده‌اند . روزى عدىّ حضور پيغمبر رسيد و عرض كرد : رستاخيز و هنگام چگونگى آن را براى من بگو . چون پيغمبر فرمود او گفت : اگر آن را به چشم بينم سخن تو را راست نشمارم و به تو نگروم مگر شود كه خدا استخوانها را فراهم كند ؟ آيت « أيَحْسَبُ - الإِنْسانُ » براى او آمد و مقصود همان آدم است كه عدى بن ربيعه باشد . « لِيَفْجُرَ أَمامَه » 5 طبرى : 1 - يعنى آدمى مىخواهد بهر گامى كه جلو مىرود گناهى بكند و جلوگيرى نداشته باشد و چنين انديشد كه روزى توبه خواهد كرد 2 - ضحّاك گفته است : مقصود آرزوى انسان است كه زندگى كند و بهره مند باشد و در انديشه ى مرگ نباشد 3 - يعنى كافر مىخواهد آينده ى خود و رستاخيز را منكر شود . « فَإِذا بَرِقَ الْبَصَرُ » 7 طبرى : برق با فتح راء خوانده‌اند يعنى چشم بهنگام مرگ باز ماند و به جائى دوخته شد و عموم قاريها با كسر و صداى زير خوانده‌اند يعنى چون متحير و سرگردان شد . مجمع : يعنى هنگام مرگ چشم باز ماند از ديدن ملك الموت كه نتواند بر هم زند . و بعضى گفته‌اند : يعنى چون از ديدن سختى رستاخيز متحيّر و سرگردان شد . « جُمِعَ الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ » 9 ابو الفتوح : عبد اللَّه مسعود چنين خوانده است « جمع بين الشّمس و القمر » . « بِما قَدَّمَ وَأَخَّرَ » 13 مجمع : 1 - يعنى باوّل و آخر كار خود 2 - آنچه
هامش
( 1 ) در بيان « بَنانَه » لطائفى ذكر كرده‌اند ، به تفسير سورهء قيامت حجة الاسلام آقاى سيد محمد ضياء آبادى مراجعه شود . ( مصحّح )