خواستن و انجام دادن و ملامت پس از آن براى آدمى فراهم مىشود او را لوامه ناميدهاند چنان كه در آيت ديگر است « إِنَّ الإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً . . . إِذا مَسَّه الْخَيْرُ » - الخ « . و كلمه ى لوّامه نشان ميدهد زياد چنين كارى مىكند . و كنايه از اعاده و تكرار است ، و مناسبت ميان اين دو قسم كه قيامه و لوّامه باشد چند احتمال است : 1 - قيامت نتيجه ى نمودارى و احوال نفوس است كه لوّامه و خوشبخت و بدبخت باشد پس كمال مناسبت است ميان قيامة و لوّامه 2 - چون نفس خود احوال عجيب دارد كه گفته شده است » من عرف نفسه فقد عرف ربّه « و شناسائى نفس با شناسائى پروردگار وابسته شده است و عظمت و بزرگى نفس لوّامه است كه كار و كوشش خود را در برابر رحمت خدا ناچيز مىبيند . و به آن قول كه گفتهاند : سوگند برستاخيز است و نفى سوگند بنفس لوّامه مناسبت اين است كه رستاخيز بسيار مهم است و عجيب ولى نفس لوّامه حقير است و ناچيز چون يا كافر است و يا فاسق كه خود را بر كار خويش ملامت مىكند .
طنطاوى : « لا » زيادى است و آيت اوّل سوگند است به بزرگى رستاخيز و آيت دوّم بجاى استدلال است براى درستى و آمدن قيامت چون سوگند بنفس لوّامه يعنى روح بىآرام كه به هيچ درجه ى جاه و مال و علم و هنر قانع نميشود و پى پايه ى بالاتر مىگردد و اين حالت فزون طلبى نشانه است كه آدمى به جائى مىرود كه به آخرين آرزوى خود برسد و آن قيامت است كه به مقصود خود مىرسد .
« نُسَوِّيَ بَنانَه » 4 طبرى : يعنى آيا آدمى مىپندارد كه ما نمىتوانيم استخوانهاى او را فراهم كنيم ؟ بلكه برتر از آن را مىتوانيم كه انگشتان او را هموار كنيم و به يك صورت در آوريم مثل پاى شتر يا سم خر تا چون چارپايان آنچه خواهد خورد با دهان خويش برگيرد ولى خداوند آنها را به صورت انگشت از هم جدا درست كرد تا آنچه خواهد تواند انجام دهد .
مجمع : ابو مسلم و زجّاج و جبّائى گفتهاند : يعنى مىتوانيم به آن جور كه بود درست كنيم اگرچه استخوانهاى كم و كوچك باشد توانيم با هم فراهم كنيم كه
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 416
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤١٦