تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣
دسته اى از چهره هاى مردم تر و تازه است 23 و چشم برحمت پروردگار خود دوخته 24 و ديگرى روى ترش شده 25 كه چگونه گرفتارش كنند و بيچاره شود ؟ 26 بلى چون روح بگلو رسد 27 و ياران گويند : شود كه افسونگر آيد و بهبود بخشد ؟ 28 او خود بداند كه هنگام جدائى است 29 چه پايها بيكدگر پيچد 30 و روزى است كه به پيشگاه حقّ برانند [ و افسوس خورد كه ] 31 نماز نگزارد و به فقرا بخشش نكرد 32 ولى پشت بحقّ نمود و آن را دروغ شمرد 33 و ز آن پس با خود فروشى برفت [ اى آدمى كه بزندگى چنين بودى ] 34 بهترين سزاى تو همين است 35 و ز ان پس نيز همين سزايت بود 36 چرا آدمى گمان برد كه او را سر خود گذاريم [ و رهبرش نفرستيم ] 37 مگر ز آغاز مايه ى ناچيزى نبود 38 كه از پس آن خون بسته گشت و خداوند راست اندامش آفريد 39 و آنگاه جفت نر و ماده اش درست كرد 40 آيا آنكه چنين كرد نتواند مرده زنده كند ؟ سخن مفسّرين : مجمع : اين سوره به حساب قاريهاى كوفه چهل آيه است و ديگران سى و نه آيه دانسته‌اند چون جمله ى « لِتَعْجَلَ بِه » را آخر آيه ندانسته‌اند و با آيت بعد يكى شمرده‌اند . و همگى به مكّه نازل شده است . « لا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيامَةِ » 1 طبرى : از حسن بصرى و اعرج نقل است كه « لاقسم » با لام بمعنى سوگند قرائت كرده‌اند يعنى البتّه سوگند ياد مىكنم . و عموم قاريها « لا » جداگانه خوانده‌اند و در معنى آن اختلاف است 1 - سعيد جبير « لا » را صله دانسته است يعنى سوگند ياد مىكنم 2 - « لا » براى تأكيد است مثل « لا و الله » يعنى البتّه سوگند ياد مىكنم 3 - كلمه ى « لا » جلوگير سخن منكرين است كه مىگفتند رستاخيز و بهشت و دوزخى نيست ، گفته شده است نه چنين است كه شما گوئيد سوگند برستاخيز . مجمع : 1 - يعنى رستاخيز سوگند ياد نمىكنم چون روشن است كه آن آمدنى است 2 - سوگند ياد نمىكنم چون شما آن را قبول نداريد .