تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
1 - پس از آنكه كسى مؤمن شد نام فسق بر او نهادن بد است 2 - پس از آنكه شما ايمان پيدا كرديد بد است كه نام فسق براى خود درست كنيد بواسطهء اين كار زشت كه مردم را بلقب سرزنش كنيد . « اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ » 12 مجمع : زجّاج گفته است : يعنى بنيكان بدگمان نباشيد ولى گمان به بدكاران همانست كه از آنها نمودار است . بعضى گفته‌اند : مقصود نمودار كردن بدگمانى است و گر نه تا نگفته باشد گناه نكرده است كشف : ظنّ و گمان را به چهار دسته بخش كرده‌اند : 1 - واجب كه خوش بينى به خداوند باشد و پيغمبر فرمود : هر كسى بايد پيش از مرگش به خدا خوش - بين باشد به اين جمله ها « لا يموتنّ احدكم الَّا و هو يحسن الظَّنّ باللَّه » و نيز لازم است خوشبينى بمؤمنين كه آن حضرت فرمود : « انّ حسن الظَّنّ من الايمان » و اين آيه است « ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِناتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَيْراً » 2 - ناروا و حرام كه بدبينى به خدا و مؤمنين باشد چنان كه جمله ى بعد است « إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ » كه گاه باشد گمان گناه باشد 3 - مستحبّ و پسند كه حزم است و گول نخوردن و پيغمبر فرمود : خود را ببدگمانى از مردم بد نگاه داريد و فرمود « الحزم سوء الظَّنّ » دور انديشى يك نوع بدگمانى است 4 - مجاز و مباح در موضوع حكم شرعى كه راه علم فراهم نيست مثل قبله و وقت نماز و روزه . « لا تَجَسَّسُوا » 12 طبرى : ابن عبّاس گفت : يعنى دنبالگيرى عيب و زشتى مؤمن نكنيد . قتاده گفت : تجسّس يعنى جستجوى عيب برادر مؤمنت كنى تا براز او آگاه شوى . ابو الفتوح : « تَجَسَّسُوا » با حاء نيز خوانده شده است و اخفش گفته : « جسس و مسس و حسس » بيك معنى است . و ابو هريره از پيغمبر نقل كرد گمان بد نبريد كه گمان دروغتر حديث است و تجسّس نكنيد و منافسه نكنيد و حسد نبريد و پشت بر يكدگر نكنيد و با هم چون برادر باشيد . به عبد اللَّه مسعود گفتند نمى - بينى وليد بن عقبه شراب از سر و ريشش مىچكد ؟ گفت : ما دستور به تجسّس