بما تجاوز كردند .
« إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ » 10 مجمع : زهرى گفت : پيغمبر فرمود : مسلمان برادر مسلمان است كه نه به او ستم كند و نه او را بدست ستمكار گذارد و هر كه در كار برادر مؤمنش بكوشد خدا كار او بگشايد و آنكه گره از كار برادرش بگشايد خدا بقيامت گره از كار او باز كند و كسى كه مسلمانى را شاد كند خدا او را به قيامت شاد بدارد .
صافى : جهت برادرى مؤمنين اين است كه از پيغمبر ( ص ) نقل است : به عليّ فرمود : من و تو دو پدر اين امت هستيم پس چون وابسته بمحمّد ( ص ) و علىّ ( ع ) هستند برادر هستند و نيز چون در ايمان شريك هستند كه مايه ى زندگى هميشگى است پس برادرند كه از يك چيز زنده شدهاند و آن ايمان است . و امام صادق ( ع ) به مفضّل فرمود : اگر دو نفر شيعه ى ما را در گفتگو ديدى از مال من اختلافشانرا خريدارى كن تا بهم ساز شوند .
« لا يَسْخَرْ قَوْمٌ » 11 طبرى : در مقصود از اين جمله اختلاف است : اوّل - مجاهد گفته است : مالدار نادار را فسوس نكند و مسخره ننمايد و كمتر از خود را حقير نشمارد . دوّم - ابن زيد گفته است : يعنى اگر لغزشى از كسى ديديد آن را نمودار نكنيد و او را بدان سخره ننمائيد . و در جمله ى « لا تَنابَزُوا بِالأَلْقابِ » اختلاف است كه مقصود چيست ؟ 1 - شعبى نقل كرده است كه مردى از بنى سلمه گفت : پيش از اسلام بسيارى از ما را به دو اسم يا سه اسم مىخواندند و بپيغمبر عرض كردند : مردم از اين نامها كه ايشان را بدان مىخوانند خشمگين ميشوند .
اين جمله براى جلوگيرى از اين نامگذارىها نازل شد 2 - عكرمه گفت : يعنى مسلمانى را بنام فاسق و كافر نخوانند 3 - ابن عبّاس و حسن بصرى گفتهاند :
يعنى چون بدكار توبه كرد پس از آن او را به كار گذشته اش سرزنش نكنيد و اگر يهودى و مسيحى مسلمان شد او را اى يهودى يا اى مسيحى خطاب نكنيد .
« بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ - الخ » 11 كشف : اين جمله دو معنى شده است
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 40
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٠