ديگر در ميان نيست و گر نه بايد چيزى مىگفت كه آنها را پسند باشد ، نه چيزى بگويد كه به او بخندند و مسخره اش كنند پس يقين كردند او حقّ مىگويد كه از آزار آنها باك ندارد .
« وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ - الخ » 31 مجمع : 1 - اين لام بمعنى نتيجه عاقبت است يعنى تا نتيجه ى كار مردم بيمار دل چنين شود كه گويند « ما ذا أَرادَ - الخ » 2 - يعنى براى اينكه آنها بگويند : خدا از اين توصيف و عدد چه نظر داشته است ؟ و اين موجب شود كه در انديشه ى اين گفتار شوند و آخر انديشه و فكرشان به ايمان برسد و مؤمن شوند .
« كَذلِكَ يُضِلُّ - الخ » 31 مجمع : 1 - يعنى همين طور كه به گفتن عدد نوزده گرفتار نموديم و آزمايش كرديم مردم را مكلَّف مىكنيم تا گمراه و راسترو نمودار شود و چون اين تكليف از سوى خداوند است گمراهى و هدايت را به خود نسبت داده است پس خداوند وسيله گمراهى و هدايت را بانجام وظيفه و تخلَّف از فرمانبرى و تكليف مقرّر كرده است 2 - يعنى خداوند هر كه را خواهد از راه ثواب و بهشت گمراه مىكند و هر كه را خواهد رهبرى بسوى آن مىكند .
فخر : معتزله اين آيه را چند معنى كردهاند : 1 - مقصود از اضلال و گمراه كردن خداوند منع توفيق و عصمت است كه محروميّت از راه حقّ و آزادى در باطل باشد 2 - چون در برابر اين آيات يك دسته به اختيار خود پذيرفتند و به راه راست رفتند و دسته اى منكر و منحرف شدند پس چنان است كه اين آيات موجب ضلال و هدايت است 3 - مقصود از ضلال و هدايت حكم خداوندى است بر هدايت و گمراهى 4 - يعنى در قيامت از راه مزد بردن و بهره مند شدن محروم هستند .
فى ظلال القرآن : يعنى هدايت و ضلالت با يادآورى حقايق است و نمايش آيات حقّ كه بموجب اختلاف دل و فكر مردم ، هر دلى بجورى آنها را مىپذيرد و هر چه سرنوشت ازلى است چه هدايت چه گمراهى همان را فرا
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 406
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٠٦