تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤
ابو الفتوح : تكرار براى آن است كه اوّل گفت : جادو است و دوباره استدلال كرد كه چون محمّد دوستان و خويشان را از هم جدا مىكند پس او جادو است و مقصود اين است كه هر كس مسلمان مىشود از خويشان خود كه مسلمان نشده‌اند دورى مىكند . « سِحْرٌ يُؤْثَرُ » 24 مجمع : 1 - يعنى جادوى منقول از ديگران و جادوان 2 - بعضى گفته‌اند : يعنى جادوى برگزيده اى است كه بسخنان شيرين مردم را مىفريبد و او را مىپسندند . و روايت است كه چون اعراب با وليد شور كردند به او گفتند : تو راهنمائى كن او با خود انديشيد و نظرى كرد و رو ترش نمود و گفت محمّد جز جادو نباشد مگر نبينيد ميان مرد و خانواده و فرزند و دوستان او جدائى افكند ؟ او جادو است و سخن او جادوى برگزيده يا منقول است . كشف : گفته‌اند : محمّد از جبير و يسار اين جادو را نقل مىكند و گفته‌اند : از مردم بابل نقل مىكند . و مقصود از « قَوْلُ الْبَشَرِ » سخن مرد رومى است مشهور بابو نهيكه كه مىگفتند او از مسيلمه ى كذّاب براى پيغمبر نقل مىكرد . « وَما جَعَلْنا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً » 31 فخر : شماره ى نوزده نگهبان جهنم كه در آيت پيش گفته شده است در اين آيه توضيح داده شده است كه اين عدد براى آزمايش كافران است و تعيين اين عدد از دو راه موجب آزمايش و گرفتارى كافران است : 1 - چون كافران مسخره مىكردند كه اين شماره چه اختصاص دارد و چرا بيشتر و كمتر نيست البتّه مسخره و اعتراض زشت است و موجب گرفتارى 2 - اين شماره ى كم توانائى آزار آفريدگان نافرمان كه در دوران روزگار هستند ندارد پس اين گونه سخن موجب گرفتارى گوينده ى آن است ولى مردم مؤمن هرگز اين گونه سخن نمىگويند و تسليم بقدرت حقّ هستند . جبّائى گفته است : مقصود از فتنه كه در آيه است وارسى و انديشه ى در قدرت حقّ است كه مردم فكر كنند و از اين جمله ها استدلال كنند بر كمال قدرت كه ممكن