به تو مزد آن دهد .
« وَلِرَبِّكَ فَاصْبِرْ » 7 ابو الفتوح : يعنى بر انجام رسالت شكيبا باش و بر رنج از كافران كه به تو ميرسد و بر جهاد و ديگر گرفتاريها براى خدا شكيبا باش .
« خَلَقْتُ وَحِيداً » 11 طبرى : يعنى آن را كه يكّهء بىمال و فرزند آفريدم كارش را به من گذار . و مقصود وليد بن مغيرهء مخزومى است .
مجمع : اگر كلمه ى وحيد حال از ضمير فاعل باشد معنى چنين است : مرا گذار و آنكه در آفرينش او شريكى نداشتم و اگر حال از مفعول باشد معنى اين است كه چون او را آفريدم تنها بود كه مال و فرزند نداشت . ابن عبّاس گفته است : وليد بن مغيره مشهور بوحيد بوده است . و محمّد بن مسلم از امام باقر و صادق عليهما السّلام نقل كرده است : وحيد ولد الزّنا است كه خويشاوندى ندارد .
« وَبَنِينَ شُهُوداً » 13 كشف : 1 - يعنى پسرانى كه در مكّه نزد خودش حاضر بودند و از ديدارشان لذّت مىبرد و سرمايه دار بودند كه ناچار نبودند پدر را رها كنند و پى بدست آوردن روزى روند 2 - يعنى نجيب زادگان بودند كه شاهد و حاضر مىشدند در هر جاى افتخار و هر اجتماع و ميدان مبارزه آماده ى كسب شرف بودند .
مجمع : نقل است كه پس از نزول اين آيه وليد روى خوشى نديد و مال و فرزندش كم شدند و او خود هم هلاك شد .
« مَهَّدْتُ - الخ » 14 تفسير ابو الفتوح : او را تمكينى بكردم و دست فراخى دادم . عبد اللَّه عبّاس گفت : مالش بگستردم چنان كه بستر بگسترند .
« إِنَّه فَكَّرَ وَقَدَّرَ » 18 كشف : سوره ى « حم تَنْزِيلُ الْكِتابِ » تا « إِلَيْه الْمَصِيرُ » بر پيغمبر نازل شد و آن حضرت در مسجد الحرام مىخواند و وليد بن مغيره از آنجا گذشت و شنيد پيغمبر دانست كه او آنجا است دوباره با آواز بلند آن را
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 402
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٠٢